تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لَاتُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا وَللَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَايَفْقَهُونَ آنها كسانى هستند كه مىگويند : « به افرادى كه نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله هستند انفاق نكنيد تا پراكنده شوند » ؛ ( غافل از اين كه ) خزائن آسمان‌ها و زمين از آن خداست ، ولى منافقان نمىفهمند . يَقُولُونَ لَئِنْ رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ للَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَايَعْلَمُونَ آنها مىگويند : « اگر به مدينه باز گرديم ، عزيزان ، ذليلان را بيرون مىكنند ! » در حالى كه عزّت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است ؛ ولى منافقان نمىدانند . * * * براى آيات فوق ،

شأن نزول

مشروحى در كتب « تاريخ » و « حديث » و « تفسير » آمده است كه خلاصهء آن چنين است : بعد از غزوهء « بنى المصطلق » ( جنگى كه در سال ششم هجرت در سرزمين « قديد » واقع شد . ) دو نفر از مسلمانان ، يكى از طايفهء انصار و ديگرى از مهاجران ، به هنگام گرفتن آب از چاه با هم اختلاف پيدا كردند ؛ يكى انصار را به يارى خود طلبيد ، و ديگرى مهاجران را ؛ يك نفر از مهاجران به يارى دوستش آمد ، و « عبداللَّه بن ابى » كه از سركرده‌هاى معروف منافقان بود به يارى مرد انصارى شتافت ؛ و مشاجرهء لفظى شديدى در ميان آن دو در گرفت ؛ عبداللَّه بن ابى ، سخت خشمگين شد ، در حالى كه جمعى از قومش نزد او بودند گفت : « ما اين گروه مهاجران را پناه داديم و كمك كرديم امّا كار ما شبيه ضرب‌المثل معروفى است كه مىگويد : سَمِّنْ كَلْبَكَ يَأْكُلْكَ ؛ سگت را فربه كن تا تو را بخورد ! » « وَاللَّهِ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ ؛ به خدا سوگند اگر به مدينه باز گرديم ، عزيزان ، ذليلان را بيرون خواهند كرد ! » و منظورش از عزيزان ، خود و اتباعش بود و از
چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى ) — صفحة 176 | ج فرازمند