و اين نشان مىدهد كه اين عمل جزء بافت وجودشان شده است كه حتّى در عرصهء محشر و در پيشگاه خدا نيز دست بردار نيستند .
* * * آيهء بعد به علّت اصلى اين گونه اعمال ناروا پرداخته مىافزايد : « اين به خاطر آن است كه آنها نخست ايمان آوردند ، سپس كافر شدند ، و لذا بر دلهاى آنها مهر نهاده شده و حقيقت را درك نمىكنند ( ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَايَفْقَهُونَ ) ! »
جمعى از مفسّران معتقدند كه منظور از اين ايمان در اينجا ايمان ظاهرى است ، در حالى كه در باطن كافر بودند .
ولى ظاهر آيه نشان مىدهد كه آنها در آغاز حقيقتاً مؤمن شدند ، و بعد از آن كه طعم ايمان را چشيدند و نشانههاى حقّانيّت اسلام و قرآن را ديدند راه كفر را پيش گرفتند ، امّا كفرى توأم با نفاق ، نه آشكارا و با صراحت ، و همين سبب شد كه خدا حسّ تشخيص را از آنها سلب كند ، و از درك حقائق محروم بمانند ، زيرا اگر از اوّل حق را تشخيص نداده بودند عذرى داشتند ، امّا بعد از تشخيص حقّ و ايمان آوردن اگر به آن پشت پا بزنند خداوند توفيق را از آنها سلب مىكند .
در حقيقت منافقان دو گروهند ، گروهى از اوّل ايمانشان صورى و ظاهرى بوده ، و گروه ديگر در آغاز ايمان حقيقى داشتهاند سپس راه ارتداد و نفاق را پيش گرفتهاند ؛ ظاهر آيهء مورد بحث ، گروه دوم را مىگويد .
در حقيقت اين آيه شبيه آيهء 74 سورهء توبه است كه مىگويد : « وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ ؛ آنها پس از اسلام كافر شدند . »
به هرحال ، اين سومين نشانه از نشانههاى آنهاست كه از درك حقائق روشن غالباً محرومند ، و ناگفته پيداست كه اين هرگز منتهى به جبر نمىشود چرا كه مقدّمات آن را خودشان فراهم كردهاند .
* * *
چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى ) — صفحة 173
مساهمون: ج فرازمند
ص١٧٣