رواياتى به همين مضمون از امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام نقل شده است ولى همانگونه كه بارها اشاره كردهايم اينگونه روايات دليل بر منحصر بودن مفهوم آيه به اين مصداق نيست ، بلكه همانگونه كه ظاهراً اطلاق آيه گواهى مىدهد ، طهارت در اينجا معناى وسيعى دارد كه هرگونه پاكسازى « روحانى » از آثار شرك و گناه ، و « جسمانى » از آثار آلودگى به كثافات را شامل مىشود .
* * * در سومين آيهء مورد بحث مقايسهاى ميان دو گروه مؤمنان كه مساجدى همچون مسجد قبا را بر پايهء تقوا بنا مىكنند با منافقانى كه شالودهء آن را بر كفر و نفاق و تفرقه و فساد قرار مىدهند به عمل آمده است ؛ نخست مىگويد : « آيا كسى كه بناى آن مسجد را بر پايهء تقوا و پرهيز از مخالفت فرمان خدا و جلب خشنودى او نهاده ، بهتر است ، يا كسى كه شالودهء آن را بر لبهء پرتگاه سستى در كنار دوزخ نهاده ، كه به زودى در آتش جهنّم سقوط خواهد كرد ( أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِى نَارِ جَهَنَّمَ ) ! »
« بنيان » مصدرى است به معناى « اسم مفعول » يعنى بنا و ساختمان ، و « شفا » به معناى لبهء چيزى است ، و « جرف » به معناى « حاشيهء » نهر و يا چاه است كه آب زير آن را خالى كرده باشند ، و « هار » به معناى شخص يا ساختمان سستى است كه در حال سقوط است .
تشبيه فوق با نهايت روشنى و وضوح ، بىثباتى و سستى كار منافقان و استحكام و بقاى كار اهل ايمان و برنامههاى آنها را روشن مىسازد . مؤمنان به كسى مىمانند كه براى بناى يك ساختمان ، زمين بسيار محكمى را انتخاب كرده و شالودهء آن را با مصالحى پر دوام و مطمئن بنا مىكند ، امّا منافقان به كسى مىمانند كه ساختمان خود را بر لبهء رودخانهاى كه سيلاب زير آن را بكلّى خالى كرده و هر آن آمادهء سقوط است ، مىسازد ؛ چنين ساختمانى ظاهرى دارد بدون پايه و شالوده ، مانند نفاق كه ظاهرى
چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى ) — صفحة 134
مساهمون: ج فرازمند
ص١٣٤