تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
4 آخرين هدف آنها اين بود كه مركز و كانونى براى كسى كه با خدا و پيامبرش از پيش مبارزه كرده بود و سوابق سوئش بر همگان روشن بود بسازند تا از اين پايگاه نفاق ، برنامه‌هاى خود را عملى سازند ( وَإِرْصَاداً لِّمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ ) . ولى عجب اين است كه تمام اين اغراض سوء و اهداف شوم را در يك لباس زيبا و مردم فريب پيچيده بودند ، « و حتّى سوگند ياد مىكردند كه ما جز نيكى ، قصد و نظر ديگرى نداشتيم ( وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا الْحُسْنَى ) ! » و اين است آيين منافقان در هر عصر و زمان كه علاوه بر استتار در پرده‌هاى ظاهراً زيبا ، متوسّل به انواع سوگندهاى دروغين براى منحرف ساختن افكار عمومى مىشوند . ولى قرآن اضافه مىكند : « خداوندى كه از اسرار درون همه آگاه است و غيب و شهود برايش يكسان مىباشد ؛ گواهى مىدهد كه به طور مسلّم آنها دروغگو هستند ( وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ) ! » در اين جمله انواع تأكيدها براى تكذيب آنان به چشم مىخورد : نخست اينكه « جملهء اسميّه » است ؛ و ديگر اينكه كلمهء « إنَّ » براى تأكيد است ؛ و نيز لام « لكاذبون » كه به اصطلاح لام ابتدا و براى تأكيد مىباشد و همچنين ذكر « كاذبون » به جاى فعل ماضى ، دليل بر استمرار و ادامهء دروغگويى آنان مىباشد ، و به اين ترتيب خداوند با شديدترين وجهى سوگندهاى غليظ و شديد آنان را تكذيب مىكند . خداوند در آيهء بعد تأكيد بيشترى روى اين موضوع حياتى كرده ، به پيامبرش صريحاً دستور مىدهد كه : « هرگز در اين مسجد قيام به عبادت مكن - و نماز مگزار ( لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَداً ) ! » بلكه به جاى اين مسجد « شايسته‌تر اين است كه در مسجدى قيام به عبادت كنى كه شالودهء آن در روز نخست بر اساس تقوا گذارده شده است ( لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ ) ! » نه اين مسجدى كه شالوده و اساسش از روز نخست بر كفر و نفاق و بىدينى و تفرقه بنا شده است .