دارد فاقد محتوا .
اين ساختمان هر آن ممكن است فرو بريزد ، مكتب اهل نفاق نيز هر لحظه ممكن است باطن خود را نشان دهد و به رسوايى بينجامد . پرهيزگارى و جلب رضاى خدا ، يعنى هماهنگى با واقعيّت و همگامى با جهان آفرينش و نواميس آن ، بدون شك عامل بقا و ثبات است ؛ امّا نفاق يعنى بيگانگى با واقعيّتها و جدايى از قوانين آفرينش ، بدون ترديد عامل زوال و فناست .
و از آنجا كه گروه منافقان هم به خويشتن ستم مىكنند و هم به جامعه ، در آخر آيه مىفرمايد : « خداوند ظالمان را هدايت نمىكند ( وَاللَّهُ لَايَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ) ! »
همانگونه كه بارها گفتهايم هدايت الهى يعنى فراهم ساختن مقدّمات براى رسيدن به مقصد ، تنها شامل حال گروهى مىشود كه شايستگى و استحقاق و آمادگى آن را داشته باشند ، امّا ظالمانى كه از اين شايستگى دورند هرگز مشمول چنين لطفى نخواهند بود زيرا خداوند حكيم است و مشيّت و ارادهاش روى حساب .
* * * در آخرين آيه اشاره به لجاجت و سرسختى منافقان كرده ، مىگويد : آنها چنان در كار خود سر سختند و در نفاق سرگردان ، و در تاريكى و ظلمت كفر حيرانند كه حتّى « بنايى را كه خودشان بر پا كردند ، همواره به عنوان يك عامل شكّ و ترديد ، يا يك نتيجهء شكّ و ترديد ، در قلوب آنها باقى مىماند ، مگر اين كه دلهاى آنها قطعه قطعه شود و بميرند ( لَا يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِى بَنَوْا رِيبَةً فِى قُلُوبِهِمْ إِلَّا أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ ) ! »
آنها در يك حالت حيرت و سرگردانى دائم به سر مىبرند ، و اين كانون نفاق و مسجد ضرارى كه بر پا كرده بودند به صورت يك عامل لجاجت و ترديد در روح آنها همچنان باقى مىماند ، هرچند آن بنا را پيامبر صلى الله عليه و آله بسوزاند و ويران كند ، امّا گويى نقش آن از دل پر ترديدشان زائل نمىگردد .
و در آخر آيه مىگويد : « و خداوند دانا و حكيم است ( وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ) » .
چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: ج فرازمند
ص١٣٥