اگر به پيامبرش دستور مبارزه و در هم كوبيدن چنين بناى ظاهراً حق به جانبى را داد ، به خاطر آگاهى از نيّات سوء بنا كنندگان و باطن و حقيقت اين بنا بود . اين دستور عين حكمت و بر طبق مصلحت و صلاح حال جامعهء اسلامى صادر شد ؛ نه يك قضاوت عجولانه بود و نه زاييدهء يك هيجان و عصبانيّت .
* * *
درسى براى همهء اعصار !
داستان مسجد ضرار درسى است براى عموم مسلمانان در سراسر تاريخ زندگيشان . گفتار خداوند و عمل پيامبر صلى الله عليه و آله به روشنى نشان مىدهد كه مسلمانان هرگز نبايد آن چنان ظاهر بين باشند كه تنها به قيافههاى حق بجانب نگاه كنند و از اهداف اصلى بى خبر و بر كنار مانند .
مسلمان كسى است كه نفاق و منافق را در هر زمان ، در هر مكان ، و در هر لباس و چهره بشناسد حتّى اگر در چهرهء دين و مذهب ، و در لباس طرفدارى از قرآن و مسجد بوده باشد .
استفاده از « مذهب بر ضدّ مذهب » چيز تازهاى نيست ؛ همواره راه و رسم استعمارگران ، و دستگاههاى جبّار ، و منافقان ، در هر اجتماعى اين بوده كه اگر مردم گرايش خاصّى به مطلبى دارند از همان گرايش براى اغفال ، و سپس استعمار آنها استفاده كنند ، و حتّى از نيروى مذهب بر ضدّ مذهب كمك بگيرند .
اصولًا فلسفهء ساختن پيامبران قلّابى و مذاهب باطل همين بوده كه از اين راه گرايشهاى مذهبى مردم را در مسير دلخواهشان بيندازند .
بديهى است در محيطى مانند « مدينه » آن هم در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله با آن نفوذ فوقالعادهء اسلام و قرآن ، مبارزهء آشكار بر ضدّ اسلام ممكن نبود ، بلكه بايد لا مذهبى را در لفّافهء مذهب ، و باطل را در لباس حق بپيچند و عرضه كنند ، تا مردم ساده دل