بعداً جملهء آخر كه با « إِنَّ » شروع شده ، و دو صفت از صفات مهرآميز خدا ( غفور و رحيم ) را ذكر مىكند ، همه بيان كنندهء نهايت لطف و رحمت خدا دربارهء اين گروه است ، شايد به اين جهت كه اين گروه با محروم بودن از تعليم و تربيت ، و عدم دسترسى كافى به آيات الهى و سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله ، باز از جان و دل اسلام را پذيرا شدهاند و با نداشتن امكانات مالى ( كه وضع باديهنشينان ايجاب مىكند ) از انفاق در راه خدا خوددارى نمىكنند ؛ بنابراين ، شايستهء هرگونه تقدير و تشويقند ، بيش از آنچه شهرنشينان متمكّن شايستگى دارند .
مخصوصاً توجّه به اين نكته لازم است كه در مورد « اعراب منافق » ، « عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ » كه نشان دهندهء احاطهء بدبختىها به آنها است به كار رفته ، امّا در مورد « اعراب با ايمان و فداكار » عبارتِ « فِى رَحْمَتِهِ » كه بيانگر احاطهء رحمت الهى به آنهاست ، ذكر شده است ؛ يكى رحمت او را احاطه كرده و ديگرى را بدبختىها !
منافقان داخلى و خارجى
آيهء 101 سورهء توبه :
وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِّنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَاتَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ
و از ( ميان ) اعراب باديه نشينى كه اطراف شما هستند ، جمعى منافقند ؛ و از اهل مدينه ( نيز ) ، گروهى سخت به نفاق پايبندند ، تو آنها را نمىشناسى ، ولى ما آنها را مىشناسيم . به زودى آنها را دو بار مجازات مىكنيم . ( : مجازاتى با رسوايى در دنيا ، و مجازاتى به هنگام مرگ ) ؛ سپس بهسوى مجازات بزرگى ( در قيامت ) فرستاده مىشوند .
* * *