تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
در اين آيه ، قرآن مجيد ، بحث را متوجّه اعمال منافقان و گروه‌هاى آنها كرده ، مىفرمايد : « در ميان كسانى كه در اطراف شهر شما ( مدينه ) هستند ، گروهى منافقند ( وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِّنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ ) » . يعنى نبايد تنها توجّه خود را به منافقان داخل بيندازيد ؛ بايد هوشيار باشيد ، منافقان بيرون را نيز زير نظر بگيريد و مراقب فعّاليّت‌هاى خطرناك آنان باشيد . كلمهء « اعراب » همان‌گونه كه سابقاً هم اشاره كرديم ، معمولًا به عرب‌هاى باديه‌نشين گفته مىشود . آنگاه اضافه مىكند : « در خود مدينه و از اهل مدينه نيز گروهى سخت به نفاق پايبندند ( وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ ) » . نفاق را تا سرحدّ سركشى و طغيان رسانده ، سخت به آن پايبند و در آن صاحب تجربه‌اند ! « مَرَدُوا » از مادّهء « مَرْد » بر وزن « سرد » ، به معناى طغيان و سركشى و بيگانگى مطلق مىباشد ، و در اصل به معناى « برهنگى و تجرّد » آمده ، و به همين جهت به پسرانى كه هنوز مو در صورتشان نروييده است ، « أمْرَد » مىگويند . « شَجَرَهء مَرْدَاء » يعنى درختى كه هيچ برگ ندارد و « مارد » به معناى شخص سركشى است كه بكلّى از اطاعت فرمان خارج شده است . بعضى از مفسّران و اهل لغت ، اين مادّه را به معناى « تمرين » نيز گفته‌اند ( از جمله در « تاج العروس » و « قاموس » ، تمرين يكى از معانى آن ذكر شده است . ) و اين شايد به خاطر آن باشد كه تجرّد مطلق از چيزى ، و خروج كامل از آن بدون ممارست و تمرين ممكن نيست . به هرحال ، اين گروه از منافقان ، چنان از حقّ و حقيقت عارى ، و چنان بركار خود مسلّط بودند كه مىتوانستند خود را در صفّ مسلمانان راستين جابزنند ، بدون اينكه كسى متوجّه نفاق آنها بشود .