« اين حكم به خاطر آن است كه آنها به خدا و پيامبرش كافر شدند ( إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ) » .
« و در حالى كه فاسق و مخالف فرمان خدا بودند ، از دنيا رفتند - نه از كردهء خود پشيمان شدند و نه با آب توبه لكّههاى گناه را از دامان شستند ( وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ ) » .
* * * در اينجا ممكن است سؤالى براى مسلمانان مطرح شده يا بشود كه اگر منافقان براستى اين همه از رحمت خدا دورند و بايد مسلمانان هيچگونه ابراز محبّت و علاقه در مورد آنان نكنند ، پس چرا خداوند به آنها اين همه محبّت كرده و اينهمه مال و فرزند ( نيروى اقتصادى و انسانى ) را در اختيارشان قرار داده است .
خداوند در آيهء بعد روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده و پاسخ اين سؤال را چنين مىدهد : « اموال و فرزندانشان هيچگاه نبايد مايهء اعجاب تو شود ( وَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَأَوْلَادُهُمْ ) ! » چرا كه به عكس آنچه مردم ظاهر بين خيال مىكنند ، اين اموال و فرزندان نه تنها باعث خوشبختى آنها نيست ، بلكه « خداوند مىخواهد آنان را به وسيلهء اينها در دنيا مجازات كند ، و با حال كفر جان بدهند ( إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُعَذِّبَهُمْ بِهَا فِى الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَ هُمْ كَافِرُونَ ) ! »
اين آيه كه نظير آن را در همين سوره ( آيهء 55 ) داشتيم ، اشاره به اين واقعيّت مىكند كه امكانات اقتصادى و نيروهاى انسانى در دست افراد ناصالح نه تنها سعادت آفرين نيست ، بلكه غالباً مايهء دردسر و بلا و بدبختى است ؛ زيرا چنين اشخاصى نه اموال خود را به مورد مصرف مىكنند ، تا از آن بهرهء مفيد و سازندهاى بگيرند ، و نه فرزندان سر به راه و با ايمان و تربيت يافتهاى دارند كه مايهء روشنى چشم آنان و حلّ مشكلات زندگانيشان گردد ؛ بلكه اموالشان غالباً در راه هوسهاى كشنده و سركش ، توليد فساد ، و تحكيم پايههاى ظلم مصرف مىگردد ، و مايهء غفلت آنها از خدا و مسايل اساسى زندگى است ؛ و فرزندانشان هم در خدمت ظالمان و فاسدان قرار مىگيرند ، و مبتلا به
چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: ج فرازمند
ص١١٠