چيده شود ، و منافقان نيز بدانند در جامعهء اسلامى محلّى براى آنها وجود نخواهد داشت .
لذا ، مىفرمايد : « بر هيچ يك از آنها ( منافقان ) كه از دنيا مىروند نماز مگزار ( وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَداً ) ! »
« و هيچ گاه در كنار قبر او براى طلب آمرزش و استغفار نايست ( وَلَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ ) ! »
در حقيقت اين يك نوع مبارزهء منفى ، و در عين حال مؤثّر ، در برابر گروه منافقان است ؛ زيرا به جهاتى كه در گذشته گفتيم ، پيامبر صلى الله عليه و آله نمىتوانست رسماً دستور قتل آنها و پاكسازى محيط جامعهء اسلامى را از اين طريق صادر كند ؛ ولى مبارزات منفى به حدّ كافى در بى اعتبار ساختن آنان ، و انزوا و طردشان از جامعهء اسلامى ، اثر مىگذارد .
زيرا مىدانيم يك فرد مؤمن راستين ، هم در حال حيات و هم پس از مرگ محترم است ؛ به همين دليل ، در برنامههاى اسلامى دستور غسل و كفن و نماز و دفن او داده شده است كه با احترام هرچه بيشتر ، با تشريفات خاصّى ، او را به خاك بسپارند ؛ و حتّى پس از دفن در كنار قبر او بيايند و براى گناهان و لغزشهاى احتمالى او از خداوند طلب بخشش كنند .
عدم انجام اين مراسم دربارهء يك فرد ، به معناى طرد او از جامعهء اسلامى است ؛ و اگر اين طرد كننده ، شخص پيامبر صلى الله عليه و آله بوده باشد ، ضربهاى سخت و سنگين به حيثيّت چنين فرد مطرودى وارد خواهد آمد . در حقيقت اين يك برنامهء مبارزهء حساب شده در برابر گروه منافقان در آن زمان بود كه امروز هم مسلمانان بايد از روشهاى مشابه آن استفاده كنند .
يعنى ، مادامى كه افراد اظهار اسلام مىكنند و به ظواهر اسلام پايبندند ، بايد معاملهء يك مسلمان با آنها كرد ، هرچند باطنشان طور ديگرى باشد ؛ ولى اگر پردهها را دريدند و نفاق خود را ظاهر كردند ، بايد با آنها همانند بيگانگان از اسلام رفتار نمود .
در پايان آيه ، بار ديگر دليل اين دستور را روشن مىسازد و مىفرمايد :
چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: ج فرازمند
ص١٠٩