اوست مىپردازد ، و معلوم است كه اين امر از مراتب ضعيف و شديد برخوردار است كه قتال و جنگ از مراتب آن مىباشند . « 1 »
وى بر همين اساس معناى جنگ و قتال را به دفاع بر مىگرداند و در واقع انسان را حتى آنگاه كه براى حفظ بقاى خود به مبارزه مىپردازد ، در مقام دفاع از حقوق فطرى يا حقوقى كه پندار راستى آن را دارد مىداند و مىگويد :
پس هر قتال [ و شروع به كشتارى ] در حقيقت دفاع محسوب مىشود . حتى پادشاهان و دولتهاى كشورگشا و سلطهجو براى خود يك نوع حقى رافرض نمودهاند ، مانند حق حاكميّت بر ديگر دولتها و سرزمينها و برخوردارى از قابليت فرمانروايى بر ديگران و يا تنگى معاش و كوچك بودن سرزمينشان و مانند آن . پس بدينترتيب خود را با در نظر گرفتن چنين حقوقى معذور مىدانند كه بر مردم تهاجم ورزند و خون آنان را بر زمين بريزند و به فساد و از ميان بردن مزارع و نسلها مبادرت ورزند . « 2 »
3 . معنا و ماهيت « جهاد » در اسلام
تا اين جا ريشههاى اجتماعى و فطرى مفهوم كلى مبارزه و دفاع را بررسى كرديم و به بيان ديدگاه علّامه قدس سره پرداختيم كه وى همهء موجودات را بهطور طبيعى و فطرى برخوردار از حق « دفاع » مىدانست . اما حال ببينيم اسلام چه رويكردى به مفهوم « جهاد » دارد ؛ مفهومى كه بارها در قرآن از آن ياد شده است و بهگونههاى متفاوت مسلمانان به انجام آن امر شدهاند .
در اسلام ، جهاد در كنار دو مفهوم ديگر با عنوان « قتال » و « دفاع » همراه است و براى بررسى آن ناگزير بايد ابتدا اين دو مفهوم مورد ارزيابى و تبيين قرار گيرند .
علّامه قدس سره در ذيل آيهء 190 سورهء بقره « 3 » بحثى را مطرح مىكند با عنوان : « الجهاد الذي يأمر به القرآن » و در ذيل آن به بررسى ابعاد مختلف توحيدى و اجتماعى جهاد در اسلام مىپردازد .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 295
( 2 ) . همان ، ص 70
( 3 ) .« وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ »