نخواهد شد . « 1 »
مرحوم علّامه با استناد به تاريخ به نقد اين روايت پرداخته فرمايد :
اين روايت را تاريخ تصديق نمىكند ؛ زيرا خود عبداللَّه بن زبير ( كه راوى اين خبر است ) خانه را خراب و آنگاه تغيير داده است . سپس حصين بن نمير به دستور يزيد و سپس حجاج به دست عبدالملك بن مروان و قرامطه خانهء كعبه را تخريب كردهاند . » « 2 »
علّامهء طباطبائى رحمه الله مىفرمايد : « شايد اين روايت ناظر به حوادث پيش از اسلام است . » « 3 »
2 . دو روايت مجعول از عايشه
يكى از اختلافاتى كه پيرامون معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ميان صاحب نظران رخ نموده اين است كه آيا اين معراج ، روحانى بوده است يا جسمانى ؟ از ظاهر قرآن به دست مىآيد كه معراج جسمانى بوده است . كسانى كه اصرار دارند معراج روحانى است به جعل و وضع رواياتى در تأييد ديدگاه خود يارى جستهاند .
سيوطى در درالمنثور به نقل از ابن اسحاق و ابن جرير از عايشه نقل كرده است : « ما فقدت جسد رسولاللَّه صلى الله عليه و آله و لكن اللَّه أُسرى بروحه ؛ من پيكر پيامبر صلى الله عليه و آله را در خانه ناياب نيافتم ، ليكن خداوند روح او را به معراج سير داد » . « 4 »
راوى روايت براى تقويت اين ديدگاه از زبان همسر پيامبر صلى الله عليه و آله اين روايت را جعل كرده است ؛ زيرا به عقل قاصر او بهترين راه براى اثبات اينكه معراج پيامبر صلى الله عليه و آله جسمانى است يا روحانى اظهار نظر همسران اوست . پيداست اگر آنها بگويند : در شب معراج جسم پيامبر صلى الله عليه و آله در خانه مفقود نبوده است معنايش آن است كه پيكر ايشان به معراج نرفته ؛ پس معراج روحانى است . لذا خود عايشه نتيجه گرفته كه معراج روحانى بوده است .
اما حافظهء اندك جاعل حديث به او مجال تفكر نداد كه حلقههاى زمانى و تاريخى اين روايت را بازسازى كند ؛ زيرا اين روايت از جهاتى چند با حقايق تاريخى منافات دارد . عايشه در مدينه به عقد پيامبر صلى الله عليه و آله در آمده و معراج ايشان به استناد قرآن و تاريخ از مسجدالحرام
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 4 ، ص 379
( 2 ) همان
( 3 ) همان
( 4 ) . همان ، ج 13 ، ص 24