به شمابرسد و براى صحت آن گواهى از قرآن يا سخن پيامبر صلى الله عليه و آله بيابيد به آن عمل كنيد . . . » « 1 »
از امام صادق و باقر عليهما السلام روايت شده كه فرمودند : « لا يصدّق علينا الاما يوافق كتاب اللَّه و سنّة نبيّه صلى الله عليه و آله ؛ ماتنها رواياتى كه موافق قرآن و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله است . تصديق مىكنيم » . « 2 »
چنان كه مشهود است در اين روايات براى بازشناخت صحت و سقم روايات سنّت در كنار قرآن معرفى شده است . پيداست مقصود ائمه عليهم السلام سنّت مسلم و قطعى است ؛ زيرا اگر خود معيار قطعى نباشد نمىتوان با تكيه به آن روايات ناصحيح را بازشناخت ؛ چه احتمال وضع و جعل در خود اين روايت نيز وجود دارد .
علّامه طباطبائى دربارهء ارزش اين معيار ؛ يعنى سنّت قطعى چنين گويد :
خلاصه ، نمىتوان روايتى را مردود شمرد ؛ مگر مخالف قرآن يا سنّت قطعى باشد . . . چنان كه در اصول معارف دينى الهى تنها قرآن و سنّت قطعى حجّت است . « 3 »
ايشان در اين عبارت براى سنّت قطعى دو نقش را برشمرده است : طرح روايات مخالف و پذيرش اصول و معارف دينى به استناد آن .
مرحوم علّامه با استناد به اين معيار به نقد برخى روايات پرداخته است . در اين جا برخى از اين موارد را ياد مىكنيم :
1 . محو و اثبات در شب قدر
در تفسير درالمنثور از ابن عباس ذيل آيهء شريفهء «
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ
» نقل شده كه گفته است :
ذلك كل ليلة القدر يرفع و يخفض و يرزق غير الحياة و الموت و الشقاوة و السعادة فان ذلك لايزول ؛ اين محو و اثبات در هر شب قدر اتفاق مىافتد . در اين شب فراز و نشيب زندگى افراد مشخص مىشود ، همچنين ميزان روزى آنان معين مىگردد ؛ اما زندگى و مرگ ، شقاوت و سعادت ثابت و غير قابل محو است . « 4 »
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 69
( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 18 ، ص 89
( 3 ) . الميزان ، ج 1 ، ص 293
( 4 ) . همان ، ج 11 ، ص 379 - 380