صحابه ، تقييد خورده و خداوند همهء آنهارا بخشيده و بهشت را براىشان واجب كرده است .
علّامه رحمه الله مىفرمايد : از آيات فراوان قرآن عموميّت اين نظام به دست مىآيد و چنان نيست كه اين عموم در موردى تقييد خورده باشد .
وى افزون بر مخالفت اين روايت با آيات قرآن ، از جهت ديگر نيز آن را مخدوش دانسته است و آن اينكه بهراستى از آيهء مورد استناد ، چنين مطلبى مستفاد بود مىبايست خود صحابه چنين معنايى را مىفهميدند و اگر باور داشتند كه همگى مستوجب بهشت و مشمول غفران و رضايت الهى هستند ، نمىبايست به جان هم افتاده و در مقابل هم صف آرايى كنند . چنان كه تاريخ گواه آن است . « 1 »
4 . پايانپذيرى عذاب جهنّم براى كافران
از مباحث قابل توجه قرآنى كه رنگ كلامى نيز دارد ، اين مسأله است كه آيا كافران در عذاب جهنّم جاودانه خواهند ماند ؟ آيا خلاصى از آتش هيچگاه امكان ندارد ؟
اگر چه ظاهر آيات بر خلود عذاب دلالت دارد ، اما برخى به استناد وسعت رحمت الهى و نيز تناسب عمل با جزا مدّعى شدهاند به رغم ظاهر آيات ، جهنّم سرانجام به خاموشى و سردى مىگرايد و معذّبين در آن بالأخره از آن خلاصى خواهند يافت .
جالب است كه ابن عربى در حق يكى از سلسله جنبانان كفر ، عناد و استكبار در تاريخ انبيا يعنى فرعون كه قرآن بارها او را مذمت كرده ، مورد لعن دانسته و اشدّ عذابها را متوجه او دانسته - معتقد است . رحمت واسع خداوند شامل حال او شده و او به خاطر تلفظ به ايمان در آخرين لحظه بخشيده شده است . گويد :
. . . رحمت خدا وسيعتر از آن است كه ايمان شخص مضطر را قبول نكند و چه اضطرارى بالاتر از اضطرار فرعون در حالت غرق شدن است ؟ . . . او با گفتن « آمنت برب العالمين » به جانب لقاى الهى برگشته و خداوند غرق شدن او را همان عقوبت اول و آخر او قرار داده است . عذاب او بيشتر از فرو رفتن در آب شور و گرفتنش بر نيكوترين وجه نيست . اين است معناى آيهء
« إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشى »
« 2 » يعنى اينكه خداوند او را چنين گرفته است ،
هامش
( 1 ) . همان
( 2 ) نازعات ( 79 ) آيهء 26