و ندانست كه اعتراف به چنين جملهاى كفر آشكار است كه موجب ارتداد مىشود . با اين حال بر جهلش پا بر جا ماند تا آنكه در پايان سوره خود او به همراه مشركان سجدهء شكر بهجاى آوردند . بازهم متنبه نشد و بر جهل و ناآگاهى خود باقى بود تا آنكه جبرئيل بر او فرود آمد و از او خواست تا سورهء نجم را بر او عرضه نمايد . چون پيامبر اين سوره را خواند آن دو جمله را مجدداً باز خواند و همچنان بر جهل خود اصرارمىورزيد تا آنكه جبرئيل مخالفت كرده آن را از شيطان دانسته است . سپس آيهاى ديگر نازل شد و سريان چنين جهل ناروا و خطاى زشت را در حق تمام پيامبران ، ممكن دانست . يعنى آيهء
« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ
. . . » « 1 »
سپس حضرت علّامه رحمه الله با اشاره به اشكال بنيادىترِالتزام به چنين روايتى مىفرمايد :
اگر قرار باشد چنين تصرف شيطانى با القاى يك يا دو آيه در بين آيات قرآن ممكن باشد ، سلامت قرآن كريم زير سؤال خواهد رفت ؛ زيرا در اين صورت احتمال خواهد رفت كه برخى ديگر از آيات قرآن نيز به القاى شيطان باشد . . . . « 2 »
. . . و ذلك يرتفع الاعتماد و الوثوق بكتاب اللَّه من كل جهة و تلغوا الرسالة والدعوة النبوية بالكليّة جلّت ساحة الحق من ذلك . « 3 »
3 . بخشيده شدن همهء اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله
در قرآن كريم مىخوانيم :
والسابقون الأولون من المهاجرين و الأنصار و الذين اتبعوهم باحسان رضى اللَّه عنهم و رضوا عنه و أعدّلهم جنّات تجرى تحتها الأنهار خالدين فيها أبداً ؛ « 4 » پيشى گرفتگان نخستين از مهاجران و انصار و آنان كه به نيكى به آنان پيروى كردند . خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند . خداوند براى آنان ، باغهايى كه نهرها از زير آن جارى است فراهم كرده است . آنان همواره در آن براى هميشه جاودانه خواهند ماند .
علّامه اين روايت را ذيل آن از درالمنثور نقل كرده است :
هامش
( 1 ) همان
( 2 ) همان
( 3 ) . الميزان ، ص 382
( 4 ) . توبه ( 9 ) آيهء 100