تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
اعتبار ذهن است ، وجود حق تعالى اصيل و حقيقى و وجود ممكنات فرع و مَجاز است . و وجود داراى يك مصداق بالذات است و آنچه غير از آن فرض شود ، شؤون اوست .

وجود از ديدگاه عرفا

از نظر عرفا و حكما ، معناى وجود و حقيقت آن بديهى و معلوم و معروف به علم حضورى است ، چنان كه مرحوم سيّد حيدر آملى مىفرمايد : اعلم انّه ما شكّ أحدٌ مِن أهل العلم و العقل و لا أرباب الكشف و الشّهود في الوجود مطلقاً و إنْ عجزوا عن تعريفه و تحقيقه و التّعبير عنه ، لأنّ كلَّ مَن شكُّ فيه شكُّ في وجوده ، و محال أن يشكّ أحدٌ في وجوده ، و محال أن يشكّ أحد في الوجود مطلقاً . « 1 » مرحوم ملاصدرا عبارتى قريب به همين مضمون را در الشواهد الربوبيه بيان كرده است .

انتزاع مفهوم وجود از حقيقت وجود

بنا بر تحقيق دقيق اهل معرفت و حكمت ، چون وجود ، اصيل و ماهيت ، اعتبارى است و نيز ماهيت شأنى جز حكايت از وجود ندارد و آيينهء نمايش تجليات وجود است و فى نفسها عدم و نيستى است ، وجود يك حقيقت بيش‌تر نيست و مفهوم وجود منتزع از آن حقيقت است و مفهوم عام بديهى وجود ، منتزع از حاق حقيقت وجود است .

وحدت وجود و وحدت در كثرت در عرفان

از آنچه گذشت ، اين نتيجه حاصل مىشود كه حقيقتِ وجود منحصر در وحدت حقهء حقيقيه است و وحدات و كثراتِ نسبىِ ديگر وَهْمىاند . وجود منحصر در يك حقيقت اصيل است و انحصار در مصداق واحد شخصى به وحدت حقهء حقيقيه دارد و ديگر وَحَدات و كثرات ، مجال و مظاهر وجود واحد شخصىاند و نمايش او در اذهان و اوهام مىباشند و در نتيجه وجود منحصر به فرد ، با حفظ وحدت حقه و انحفاظ ذات ، متنزل و متجلى در كسوت كثرات شده است . عزيزالدين نسفى در اين باره مىفرمايد : بدان كه اهل وحدت دو طايفه‌اند : يك طايفه مىگويند كه وجود ، يكى بيش نيست و آن
هامش
( 1 ) . سيد حيدر آملى ، جامع الأسرار و منبع الأنوار ، تصحيح هانرى كربن و عثمان اسماعيل ، ص 623