موضوع واقع شده است ، ماهيت نام دارد . ماهيت به معناى « ما به الشىء هو هو » است و يا به معناى « هى هى » . ماهيت به معناى دوم ( الماهية ليست الّا هى ) حدّ و نفاد وجود است كه در جواب « ما هو » مىآيد .
رابطهء وجودى كه نسبت بين موضوع و محمول است ، مىتواند به دو معنا باشد :
الف ) مفهوم مصدرى انتزاعى بديهى وجود .
ب ) حقيقت عينى خارجى وجود كه مبطل و طارد عدم و منشأ انتزاع مفهوم عام بديهى وجود است .
2 - ماهيت و وجود در مقام تحليل ذهنى متغايراند و وجود ، عارض ماهيت است ، ولى در مقام عينى و تحقق خارجى ، ماهيت و وجود يكى هستند .
3 - هنگام حمل وجود بر ماهيتى ، تحقق وجود در مقام خارج براى آن به سه صورت متصور است :
الف ) ضرورى الوجود ( واجب ) .
ب ) ضرورى العدم ( ممتنع ) .
ج ) تحقق خارجى وجود براى موضوع ، ضرورى نباشد كه آن را ممكن گويند .
4 - هنگام حمل در همهء قضاياى موجبه ( خارجيه و ذهنيه و حقيقيه ) نوعى كثرت و وحدت برقرار است .
5 - وحدت ، منشأ و علت كثرت و كثرت ، معلول وحدت است و كثرت و وحدت از تعريف بىنياز مىباشند .
6 - كثرت اعتبار ذهن و وحدت مساوق وجود است و احكام آن دو يكى است .
7 - هرچه وحدت اقوى باشد ، وجودش اقوى است و بالعكس .
8 - بالاترين مرتبهء وحدت ، وحدت حقّهء حقيقيه است .
9 - وحدت غيرحقيقى و غير حقّه ، تنزل و تجلى وحدت حقهء حقيقيه است .
با توجه به مقدمات مذكور ، آنچه حقيقتاً در خارج وجود دارد ، وحدت حقهء حقيقيه است و چون وحدت مساوق وجود و علت كثرت است ، بلكه كثرت تجلى و تعيّن وحدت است ، بايد گفت منشأ انتزاع مفهوم وحدت و به تبع آن مفهوم وجود ، وجود حق تعالى است .
و چون وحدت ، اصل كثرت و كثرت ، فرع وحدت است و وحدت ، حقيقى و كثرت ، مجازى و
مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 428
مساهمون: مؤسسه بوستان كتاب قم
ص٤٢٨