تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
وجود خداى است - تعالى و تقدس - و به غير از وجود خداى تعالى وجود ديگرى نيست و امكان ندارد كه باشد و آن طايفه ديگر مىگويند كه وجود بر دو قسم است : وجود حقيقى و وجود خيالى . خدا وجود حقيقى دارد و عالم وجود خيالى دارد . خدا هستى است نيست نماى و عالَم نيستى است هست نماى . عالم جمله به يك بار خيال و نمايشى است و به خاصيّت وجود حقيقى كه وجود خداى است ، اين چنين موجود مىنمايد و به حقيقت وجود ندارد ، الّا وجود خيالى و عكس و ظلّى . « 1 »

وحدت شهود در عرفان

در مسلك اهل معرفت و ارباب كشف و شهود ، به دليل انحصار وجود در حق تعالى و ظلّى بودن ماهيات و ممكنات موجوده و انتزاع مفهوم وجود از حقيقت واحد حقّه ، شهود نيز منحصر در فرد است ؛ زيرا شهود به قدر وجود است و وجود ، يكى بيش نيست ، پس شهود هم يكى است ؛ يعنى يك حقيقت است كه شاهد و مشهود و عارف و معروف و عالم و معلوم است . مرحوم عزيزالدين نسفى مىفرمايد : اى درويش ! اين طايفه [ اهل شهود يا خاص الخاص ] اند كه از تمام حجاب‌ها گذشتند و به مشاهدهء خداى رسيدند و به لقاى خداى مشرَّف شدند و چون به لقاى خداى مشرَّف شدند ، به علم‌اليقين دانسته بودند . اكنون به عين اليقين هم دانستند و ديدند كه هستى خداى راست و بس . از اين جهت اين طايفه را اهل وحدت گويند ، كه غير خداى نمىبينند و نمىدانند . همه خداى مىبينند و همه خداى مىدانند . « 2 »

اعتبارات و مراتب وجود در عرفان

عرفا مراتب وجود را قبول ندارند ، ولى در جمع كردن بين جميع اقسام تشكيك ، اگرچه در وجود مراتب نيست ، امّا از حيث تشكيك در مظاهر به مقتضاى سريان حكم احد المتحدين در ديگرى ، در وجود نيز مراتب است . عرفا در بيان مراتب وجود ، اعتبارات را
هامش
( 1 ) . عزيزالدين نسفى ، الانسان الكامل ، پيش‌گفتار هانرى كربن و مقدمه و تصحيح ماريژان موله ، ص 108 ( 2 ) . همان ، ص 105