تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
آن صادر مىشود - نيز نور مجرد و واحدى است كه پهلويان آن را « بهمن » مىخوانند و اين صادر اوّل ، نور اقرب و نور اعظم و عقل اوّل است .

چكيدهء آراى حكما

1 . اعتقاد به يك اصل مادى واحد كه به صور متعدد و منتشر درآمده است . 2 . اعتقاد به خدايان متعدد كه هر كدام نمونه‌اى از كمالات خداى واحد مىباشند . 3 . اعتقاد به ارواح ناديدنى سارىِ در وجود اشيا . 4 . اعتقاد به خداى داراى جميع كمالات كه شبيه هيچ يك از مخلوقات نيست . 5 . اقامهء برهان بر وحدت هستى و نفى تعدد هستى ، به جهت استحالهء تركيب جدّى در حقيقت وجود . 6 . اعتقاد به وجود عقلى كه در عين بساطت ، در همه جا حضور و سريان دارد و در مكان و وراى مكان هست . غرض از آنچه از حكماى يونان و هند و فارس نقل كرديم ، اين بود كه اعتقاد به وحدت در عين كثرت و بالعكس - كه مفاد قاعدهء بسيط الحقيقه است - در ميان گذشتگان مطرح بوده است ، خواه عينيّت وحدت و كثرت به وحدت شهود ختم شود و خواه به وحدت وجود .

4 . آراى حكماى مسلمان

از ظاهر عبارت فارابى در فصوص الحكم پيداست : همهء اشيا تجلى و فيض حق تعالى مىباشند و حق تعالى در عين وحدت و بساطت ، كل الأشياست . از عبارات ابن سينا ، از جمله در التعليقات به دست مىآيد : 1 . علم حق تعالى ذاتى اوست و ذات او سبب اشيا و علم او به اشيا ، نفسِ وجودِ اشياست . 2 . جميع اشيا در عالَمِ علمِ الهى متمايزاند . « 1 » 3 . حق تعالى ، در غايت بساطت و يگانگى است . « 2 »
هامش
( 1 ) . ابن سينا ، التعليقات ، تحقيق عبدالرحمن بدوى ، ص 103 ( 2 ) . همان ، ص 33