تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
نور قيّومى ( حق تعالى ) مىباشند . افلوطين چنان كه ملاصدرا از كتاب اثولوجيا نقل مىكند ، معتقد است : واحد محض ، علت همهء اشياست و مانند هيچ كدام از آنها نيست و اشيا در آن قرار دارند ، نه اين‌كه او در شيئى باشد و ثبات و قيام و رجوع اشيا از او و به او و به سوى اوست . « 1 » ملاصدرا چنين نقل مىكند : و إنّما صار العقل إذا ألقى بصره على ذاته و على الأشياء لايتحرك لأنّ فيه جميع الأشياء و هو شيء واحد . . . ؛ « 2 » عقل داراى خاصيتى است كه هرگاه به ذات خود و اشيا نظر نمايد ، حركت نمىكند ، زيرا در عين « واحديت » و « احديت » همهء اشياست به بساطت ذاتى . آراى ديگرى وجود دارد كه براى رعايت اختصار ، ذكر نشد .

2 . آراى حكماى هند

از نظر حكماى هند ، ذات مطلق و بىقيد و شرط ( نامتعين و نامتناهى ) خود را به رنگ‌ها و ذوات متعدد درآورده و هر دم به شكل خاصى نمودار شده و در عين وحدت ، متكثر است . « 3 »

3 . آراى حكماى فارس

شيخ اشراق كه حكمت خود را برگرفته از انديشهء حكماى فارس مىداند ، در توجيه آراى آنان چنين بيان مىدارد كه حقيقت وجود و حق تعالى كه نور حقيقى است ، ذاتاً وجود دارد و سبب وجود ماهيات ظلمانى مىباشد و ماهيات ظلمانى به نور تابناك او هويدا و از نيستى ذاتى به هستى متصف مىشود . نور حقيقى واحدى مشكك و ذومراتب است كه اختلاف و اشتراك آن به شدت و ضعف آن برمىگردد . نور واقعى و مجرد از ماده ، مشاراليه به اشارهء حسّى نيست و مدرِك ذات خود و عالِم به نفس خويش است . اختلاف انوار عقلى با هم به كمال و نقص است و همهء انوار به نورالانوار و حق متعالى منتهى مىشوند . نورالانوار واحد و غنىِّ بالذات و اوّلين نور صادر از او - كه بدون انفصال بلكه با اشراق از
هامش
( 1 ) . همان ، ج 6 ، ص 278 ( 2 ) . همان ، ج 6 ، ص 278 ( 3 ) . اوپانيشاد ، ترجمهء محمد داراشكوه ، به اهتمام تاراچند و جلال نائينى ، ج 2 ، ص 417 - 423