« وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً »
. « 1 »
و روح القدس را كه برتر ارواح است ، جبرئيل امين است . نظر خود پيوسته گرداند بدان كس كه سرور مسند وحى است و حركت و سكون او را همرنگ الهيت دهد ، چنان كه حق - جلّ جلاله - ياد كرد :
« صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً »
« 2 » و آنچه از روح القدس به عقل پيوندد ، بنوشت و آنچه ازو به عقل ظاهر رسد ، رسالت است و آنچه نبى گويد ، دعوت است و آنچه از دعوت او پيدا شود ، شريعت بود .
قانون وى ملّت است و قبول اين جمله ايمان و اسمش دريافتن وحى نبوّت است . و روحالقدس خود را به وى گشاده گرداند تا پاك و عالى و كم طمع و بىحقد و بىحسد گردد . و هر چه كند ، از قوت روح القدس كند ، چنان كه در خبر است : « أسئلك ايماناً يباشر قلبي » . « 3 »
پس بدين دلايل واضحه روح القدس شريفترين ارواح است و همهء ارواح تَبَع عقل آمدنى روح القدس ، و او واسطهء اوست ميان واجب الوجود و عقل اوّل .
و ايمان قوتى است كه كَشندهء فيض اقدس است ، چنانچه صاحب الشريعه خبر داد كه :
« الإيمان يماني و الحكمة يمانية » « 4 » و آن قوت از روح قدسى كشيد ، چنانچه فرمود : « إنّي لأجدُ نفس الرحمن مِن قِبَل اليمن » . « 5 »
و روح القدس قوتى است الهى ، - نه جوهر است و نه عَرَض - امرى است ايزدى .
« أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ »
. « 6 » كسانى كه روا ندارند كه روح آن را امر خوانند ، از براى آنكه از حقيقت بىخبر باشند و الّا شرف بيشتر از آن نيست كه روح به امر ايزدى مضاف است ، چنان كه گفت :
« قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي »
. « 7 » پس امر مطلق جز اين نيست كه نبى ، حقايق را در شريعت
هامش
( 1 ) . كهف ( 18 ) آيه 65
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيه 138
( 3 ) . مجمع الزوائد ، ج 7 ، ص 178 ؛ الجامع الصغير ، ج 1 ، ص 224 و كنز العمال ، ج 2 ، ص 184
( 4 ) . كلينى ، الكافى ، ج 8 ، ص 70 و الايضاح ، ص 14
( 5 ) . النهاية فى غريب الحديث ، ج 5 ، ص 93 ؛ فيض القدير في شرح الجامع الصغير ، ج 4 ، ص 170 و كشف الخفا ، ج 1 ، ص 217
( 6 ) . اعراف ( 7 ) آيه 54
( 7 ) . اسراء ( 17 ) آيه 85