تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
آورد . پس امر ايزدى آن قوتى است كه عقلش نفس كُل خوانده و شرعش جبرئيل و او در شرف با جملهء عقول و ارواح برابر است و از راه مرتبه ، چنانچه ايزد - سبحانه و تعالى - فرمود كه : «
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا
» . « 1 » چون اين مقدمات معلوم شد ، ببايد دانست كه نطق دريافتنى حقايق بُوَد به خود و نبوّت دريافتنى حقايق است به تأييد قدسى و چنانچه قول نه آن است كه نطق است و دعوت نيز نه آن است كه نبوّت است و ذكر ميان قول و نطق ايستاده است و رسالت ميان نبوت و دعوت ، تا عقل آنچه خواهد از معانى به حس رساند به دست ذكر ، تا آن را به شكل و حروف درآرد و به قول پيوندد تا سمع دريابد . همچنين نبوّت نيز خواهد تا امر ايزدى را به خلق رساند ، قوت رسالت را اجازت دهد تا آن معنى را در خيال آورد و مجسم كند ، پس زبان دعوت به امّت رساند لاجرم . دعوت چون قول است و نبوّت چون نطق و قول خود بىنطق نبود ، اما نطق به قول باشد و رسالت بىنبوّت نبود و ليكن نبوّت بىرسالت بود ، كما قال صلى الله عليه و آله و سلم : « كنت نبياً و آدم بين الماء و الطين » . « 2 » و بدان كه روح القدس چون نقطه است و رسالت چون سطح و نبوّت چون خط و دعوت چون سَر و ملّت چون جسم . پس همچنين قدرت ملّت نبوت بود ، جسم عام و نقطه خاص و جسم محسوس و معنى نامحسوس . قال اللَّه تعالى : «
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ
» . « 3 » پس ابتداى همه چيزها نقطه است و ابتداى همهء كارها روح القدس . سلطنت نقطهء موجودات بر موجودات معلوم و سلطنت نفس قدسى بر معقولات ظاهر ، چنانچه حق عزّاسمه فرمود : «
وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ »
« 4 »
*
و اين هم درو دور نمايد ، زيرا كه خيال در جهت و اشكال مىافزايد ، اما در عقل نزديك‌تر از آن است كه از محال تعيّن وضع باشد ، چنان كه فرمود : «
نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ »
« 5 » و جاى ديگر گفت : «
وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ
» . « 6 »
هامش
( 1 ) . نبأ ( 78 ) آيهء 38 ( 2 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 183 و عوالى اللئالى ، ج 1 ، ص 418 ( 3 ) . انعام ( 6 ) آيه 103 ( 4 ) . همان ، آيه 18 و 61 ( 5 ) . ق ( 50 ) آيه 16 ( 6 ) . حديد ( 57 ) آيه 4