مگر اينكه وجه اعلاى پروردگار را جستوجو كند .
در سورهءالليل مىفرمايد :
و ما لِاحدٍ عنده مِن نعمة تُجزى الا ابْتغاءَ وجه ربّه الاعْلى و لسوف يرضى . « 1 »
وجه اعلاى رب چيست كه بدون جستن و يافتن و دنبال كردن آن براى احدى در آخرت و نزد خداوند بهره و نعمتى نيست ؟
هر چه هست ، طبق اين آيه لازم است بدان متوسل شد و آن را واسطهء بين خود و آنچه در نزد خداوند مىباشد ، قرار داد ، كه هرگز شرك نخواهد بود .
با توجه به مجموعه آياتى كه ذكر شد ، عقيدهء شيعهء اماميه چنين است كه پيغمبر و مؤمنان شايسته و فرشتگان مىتوانند از بندگان ، نزد خدا شفاعت كنند و جايز است به وسيلهء آنها از خدا حاجت خواست و اين با آياتى چون :
« فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً »
« 2 » منافات ندارد و شرك در عبادت نخواهد بود ، چرا كه شفاعت عبارت است از : جمع شدن شفيع با مشفوع در دعا و سؤال ، زيرا شفاعت از شفيع گرفته شده و « شفيع » به معنى جفت است . شفاعت يعنى انسان خود را با طرف مقابل در حاجت خواستن جفت كند تا با وى در خواستن حاجت از خداوند گرد آيد . « 3 » بنابراين ، شفاعت ، دعا و درخواستى از خداوند متعال وطلبى است براى دعاى شفيع به سوى خدا ، نه اينكه در دعا كسى را با خدا منظور دارد و با خدا جفت نمايد و در عرض خداوند قرار دهد .
آيا
« فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً »
شقِّ اخير را نفى و نهى مىكند ؟
راغب اصفهانى در مفردات مىگويد : شفيع ضميمه شدن چيزى به مانند خود است و شفاعت در قيامت نيز از همين معنى گرفته شده است . « 4 » بنابراين ، شفاعت دو علت ناقصه دارد ، كه يكى قوىتر از ديگرى است و توسط علت ضعيفتر ، به كمك طلبيده مىشود ، تا در كنار هم ، بندهاى را از شمول صفت خداوند ، چون « منتقم » خارج و مشمول صفت ديگرى چون « رحمت و فضل و مغفرت » نمايد . به تعبير علّامه طباطبائى در حقيقت ، شخصى كه متوسل به شفيع مىشود ، نيرويش به تنهايى براى رسيدن به هدف كافى نيست . از اين رو ،
هامش
( 1 ) . الليل ( 92 ) آيات 19 - 20
( 2 ) . جن ( 72 ) آيه 18
( 3 ) . فرقهء وهابى و پاسخ به شبهات آنها ، ص 123
( 4 ) . مفردات ، راغب ، ص 263