تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
آمده است ، نظر بيفكنيم ، چند مطلب مبرهن مىگردد : اوّلًا : بالاترين مقام شفاعت به حضرت عطا شده است . ثانياً : چه در زمان حيات و چه در زمان ممات پيامبر ، جائز بلكه لازم است به او توسل جست ، چرا كفار در قيامت با حسرت مىگويند :
« يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا » .
« 1 » آيا يكى از مصاديق يافتن راه به رسول ، شفاعت خواستن از او در دنيا نيست ؟ آيا اطاعت و استجابت رسول اكرم كه در كنار اطاعت و استجابت خداوند آمده و بىاحترامى به خدا و رسول در يك رديف قلمداد شده است ، دليل آن نيست كه شفاعتِ او در دنيا و برزخ كارساز و مؤثر است و توسل به او عين عبادت و اطاعت خداوند است ؟ يا ايها الذين آمنوا اطيعوا اللَّه و اطيعوا الرّسول . « 2 » الذين استجابوا للَّهِ و الرسول من بَعد ما اصابهم القرح . « 3 » يا ايها الذين آمنوا لاتقدّموا بين يَدَىِ اللَّه و رسولِه و اتَّقوا اللَّه . « 4 » يا ايها الذين آمنوا استجيبوا للَّه‌و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم . « 5 » آيا اين آيات خط بطلان بر عقايدِ خلاف اجماع وهابيون نيست ؟ آيا نفى اين مقام از پيامبر اكرم و اولياى خداوند موجب كاسته شدن مقام پيامبرى و رسالت حضرت و نهايتاً لطمه به هدف بعثت كه توحيد است نمىباشد ؟ آيا وهابيون براى اقامهء توحيد ، بر بنيان توحيد تيشه نزده و همين امر موجب نزديكى آنان به كفر و كفار و دورى آنان از توحيد و اسلام و مسلمانان نشده است ؟ !
هامش
( 1 ) . فرقان ( 25 ) آيه 27 ( 2 ) . انفال ( 8 ) آيه 20 ( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيه 172 ( 4 ) . حجرات ( 49 ) آيه 1 ( 5 ) . انفال ( 8 ) آيه 24