اينجا بايد بگوييم ، تصوير رئيسى كه او براى مدينه فاضلهء خود فرض مىكند ، با آن اوصاف و حدود ، تا حد بسيارى متأثر از روح اسلامى ، به ويژه روح مذهب تشيع در اوصاف امام و شروط امامت است .
اوصافى كه فارابى براى رئيس و حاكم مدينه فاضلهء خود بيان مىكند ما را به ياد بيانات هشام بن حكم مىاندازد كه در اوصاف امام بيان كرده و مىگويد : امام بايد معصوم و از تمام مردم دورهء خود داناتر و شجاعتر ، سخىتر و عفيفتر باشد و بايد از قبيله و عشيره و خاندانى سرشناس و معروف به نيكى باشد . همچنين تشبيهى كه از رئيس مدينه فاضله به قلب و از ديگر افراد مدينه به خادمان قلب كرده است ، ما را به ياد مناظرهء هشان بن حكم با عمرو بن عبيد معتزلى مىافكند . « 1 »
عصمت از ديدگاه ابن سينا
ابوعلى حسين بن عبداللَّه بن على سينا ( 370 - 428 ه . ق ) كه از درخشندهترين فلاسفهء اسلام و بزرگترين آنان است در الهيات شفا پس از بحث درباره بارى تعالى ، به مبحث نبوت مىپردازد . وى پس از روشن ساختن اصل نبوت و ضرورت تحقق آن ، وحى ، اعجاز ، عصمت ، تبشير و انذار را از خصايص پيامبر مىشمارد . آنگاه ويژگىهاى عصمت معصوم را بيان مىدارد كه : « تنها به هنگام كمال دو قوه نظرى و عملى تحقق مىيابد ؛ زيرا عصمت بر دو قسمت است :
1 . عصمتى كه به علم باز مىگردد ؛
2 . عصمتى كه زاييده عمل است .
قسم اول ، يعنى عصمتى كه به علم برمىگردد ، آن است كه نبى در همهء شؤون و امور علمى و ابعاد ادراكى خود معصوم باشد و به هنگام تشريح ، كمال ، قوهء نظرى او گردد كه پيامبر وحى را به وسيلهء عقل مستفاد از پيشگاه حكيم عليم دريافت مىكند و آن معرفتها و آگاهىها و دانشهاى دريافت شده ، در حس مشترك او مجسم و متمثل مىگردد . بهگونهاى كه وهم بر او مداخله نمىكند و ساير قواى مقهوره با او به بازى نمىنشيند . پس جز حق نمىبيند و جز حق
هامش
( 1 ) . الفارابيان ، ص 28 - 29 ؛ شيخ عبداللَّه نعمه ، هشام بن الحكم ، ص 197 - 205