تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
روايت نمود كه در پاسخ زنديقى كه پرسيد خداوند چيست ، فرمود : « هو شىء بخلاف الاشياء » ؛ آن‌گاه افزود : ارْجِعُ بِقَولى شىءٌ الى اثبات معنىً ، و انه شىء بحقيقة الشيئيّة ، غير انه لا جسم و لا صورة ؛ « 1 » خداوند شىء است بر خلاف اشيا ، و مقصودم از شىء اثبات اين است كه خداوند حقيقتاً موجود است ، ولى جسم و صورت ندارد . آنان كه از اين تعليم آموزنده و رهگشا بهره‌مند گرديدند ، به طريق مستقيم هدايت شدند و از هرگونه لغزش فكرى و سقوط در ورطهء هولناك تشبيه و تعطيل مصون ماندند ، چنان كه محمد بن عيسى بن عبيد مىگويد : امام رضا فرمود : اگر از تو بپرسند خداوند شىء است يا نه ، چه پاسخ مىدهى ؟ گفتم : خدا در قرآن خود را شىء خواند و فرمود : قُل أىّ شىءٍ أكبرُ شَهادةً قُلِ اللَّهُ شَهيدٌ بَينى وَبَينَكُم ؛ « 2 » پس من مىگويم : خدا شىء است ، ولى نه مانند ديگر اشيا ، زيرا اگر شىء بودن را به كلى از او نفى نمايم ، در حقيقت وجود او را انكار كرده‌ام . امام عليه السلام فرمود : « درست و راست گفتى » . آن‌گاه افزود : مردم در توحيد سه مذهب دارند : نفى ، تشبيه و اثبات بدون تشبيه . دو مذهب اوّل نادرست است و طريق صحيح ، مذهب سوم است . « 3 » روايات در اين‌باره بسيار است كه مجال ذكر آنها نيست و به نمونه‌هاى ياد شده اكتفا مىكنيم . در اين جا لازم است از نقش احاديث ساختگى و اسرائيليات در زمينهء عقايد دينى در گرايش به تجسيم و تشبيه ياد كنيم . اين روايات عمدتاً در جوامع روايى اهل سنّت ضبط گرديده است و اهل حديث و حنابله آنها را مرجع و مستند عقايد خود قرار داده‌اند . « 4 » در هر حال طرح بحث دربارهء تشبيه و تنزيه ( بحث معنىشناسى صفات ) معلول هيچ
هامش
( 1 ) . همان ، ص 104 ( 2 ) . انعام ( 6 ) آيه 19 ( 3 ) . توحيد ، باب 7 ، روايت 8 ( 4 ) . ر . ك : جعفر سبحانى ، ملل و نحل ، ج 1 ، فصل پنجم