خداوند در آنچه بر پيامبر اكرم نازل فرمود نامهايى چون : رحمن ، رحيم ، عزيز ، جبّار ، علىّ و عظيم را براى خود اثبات كرد ، ولى انديشهء بشر در فهم معانى اين نامها دچار حيرت شد و به تشبيه و تمثيل روى آورد . « 1 »
در اين روايت ، توصيف خداوند به صفات كمال در قرآن و احاديث نبوى به عنوان زمينهء بحث دربارهء صفات و سطحى نگرى و كوته بينى ، عامل گرايش به تشبيه معرفى شده است و با مراجعه به دورههاى پيشين ( عصر رسالت و پس از آن تا نيمهء اوّل ) روشن مىگردد سطحى نگرى ، موجب قياس غايب به شاهد و تشبيه خالق به مخلوق بوده است ، بلكه تاريخ اديان حاكى است اين امر عامل مهم همهء گرايشهاى شركآميز و عقايد انحرافى بوده است .
انس و الفت انسان با الگوها و مُدلهاى مادّى و جسمانىِ وُجود و منتهى شدن همهء ادراكات و آگاهىهاى انسان به ادراكات حسى ، موجب مىشود انسان پيوسته حقايق هستى را از دريچهء جسمانيت بنگرد و به صورت مُدلهاى مادّى تصوير و ترسيم نمايد ، و اين يكى از لغزشگاههاى مهم براى خدا پرستان به شمار مىرود ، حتى كسانى كه به منزّه بودن خداوند از جسمانيت ايمان دارند ، از اين لغزش مصون نبوده و بهگونهاى تحت تأثير بازيگرىهاى وَهْم و خيال خود قرار گرفتهاند و آنگاه كه مىخواهند به خداوند روى آورند ، در باطن وجود خود صورتى خيالى و مبهم را در ذهن ترسيم مىنمايند . به همين جهت قرآن كريم ، خداوند را از اوصافى كه انسانها - جز برگزيدگان - براى او اثبات مىنمايند ، منزَّه مىداند و مىفرمايد :
«
سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ
» . « 2 »
راهى كه اولياى الهى و معلمان بشر براى نجات انسان از اين لغزشگاه فكرى پيشنهاد كردهاند ، ميان تشبيه صِرف و تنزيه افراطى است و آن اينكه : خداوند شىء است ، نه مانند ديگر اشيا ؛ داراى علم است ، نه به سان علوم ديگران ؛ داراى قدرت است ، نه مانند قدرت آفريدهها و . . . . « 3 » از امام جواد پرسيدند : آيا جايز است خداوند را شىء بناميم ؟ فرمود : « آرى ، بدين صورت كه از حدّ تعطيل و تشبيه خارج گردد » . « 4 » و نيز هشام بن حكم از امام صادق
هامش
( 1 ) . همان ، ج 3 ، ص 296
( 2 ) . صافات ( 37 ) آيه 159 - 160
( 3 ) . الميزان ، ج 10 ، ص 271 - 273
( 4 ) . توحيد ، باب 7 ، روايت 7