هرگونه مشيت الهى اقتضا كند ، مىتواند در آن اثر گذارد . قرآن كريم دربارهء علم مطلق خداوند سخن گفته و فرموده است :
انَّ اللَّهَ لايَخْفى عَلَيْهِ شىءٌ فِى الارضِ وَ لافِى السَّماءِ . « 1 »
و يا :
و ما يخفى على اللَّهِ مِنْ شىءٍ فِى الارضِ وَ لافِى السَّماءِ . « 2 »
و نيز :
انْ تُبدُوا شيئاً اوْ تُخْفُوهُ فانَّ اللَّهَ كانَ بِكلِّ شىءٍ عليماً . « 3 »
علّامه طباطبائى در بارهء علم بىانتهاى خداوند ، در ذيل آيهء 59 سورهء انعام مىنويسد :
جملهء «
وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ
» عموميت علم خدا را مىرساند و مىفهماند آنچه از موجودات كه ممكن است متعلق علم ديگران قرار گيرد و اگر هم بعضى علم به آن ندارند ، ممكن است براى بعضى ديگر معلوم شود همه و همه براى خداوند معلوم است . « 4 »
و در ذيل آيهء 22 سورهء حشر مىفرمايد :
كلمهء شهادت به معناى چيزى است كه مشهود و حاضر در نزد مُدْرِك باشد ، همچنان كه غيب ، معناى مخالف آن را مىدهد . و اين دو ، معنايى اضافى و نسبى است ؛ به اين بيان كه ممكن است يك چيز براى كسى يا چيزى غيب و براى شخصى و يا چيز ديگرى شهادت باشد .
در شهود ، امرْ داير مدار نوعى احاطه شاهد بر موجود مشهود است ؛ يا احاطهء حسى يا خيالى يا عقلى و يا وجودى . و در غيب ، داير مدار نبودن چنين احاطهاى است و هر چيزى كه براى ما غيب و يا شهادت باشد ، از آنجا كه مُحاط خداى تعالى و خدا محيط به آن است ، قهراً معلوم او ، و او عالِم به آن است ؛ پس خداى تعالى هم عالِم به غيب و هم عالِم به شهادت است و غير او هيچ كس چنين نيست . براى اينكه غير خدا هر كه باشد ، وجودش محدود است « 5 » .
همچنين قرآن در بارهء قدرت مطلق خداوند ، در آيات فراوان ، از جمله در آيات زير سخن
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيه 5
( 2 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 38
( 3 ) . احزاب ( 33 ) آيهء 54
( 4 ) . الميزان ، ج 7 ، ص 183
( 5 ) . همان ، ج 19 ، ص 381