د ) قضا و قدر الهى
پرداختن به اين بحثِ دراز دامن ، با پيشينهاى بس كهن ، در حوصلهء اين مقال نمىگنجد ، اما بدون توجه به آن نمىتوان به حقيقت بدا پى برد . از اين رو ، به اجمال بخشى از مباحث وابسته به آن را از نظر مىگذرانيم .
طبق يك دسته بندى ، مىتوان قضاى الهى را به دو بخش تقسيم كرد : تكوينى و تشريعى .
هر يك از اين اقسام خود بر دو دسته است : حتمى و غير حتمى .
بنابراين مىتوان گفت : قضاى الهى در مجموع بر چهار قسم است ، كه به شرح آن مىپردازيم .
1 . قضاى تكوينى حتمى
قضايى كه ذاتاً داراى مصلحت است و در معرض تغيير و تحول نيست و وقوع آن حتمى و اجتنابناپذير است . چنين قضايى از علوم اختصاصى و انحصارى خداوند است و تنها ذات احديت از آن آگاه است و هرگز در آن بدا رخ نمىدهد ، بلكه بدا از اقسام و مصاديق آن است و از آن سرچشمه مىگيرد .
در روايتى از امام صادق عليه السلام در اين باره چنين آمده است :
علم خداوند دوگونه است : يكى علم مكنون و اختصاصى ، كه جز خداوند كسى از آن آگاهى ندارد و بدا هم از اين علم ناشى مىشود . ديگرى علمى كه خداوند ، فرشتگان و پيامبران را از آن مطلع ساخت و ما نيز آن را مىدانيم . « 1 »
2 . قضاى تكوينى غيرحتمى
اگر خداوند وقوع امرى يا عدم وقوع آن را تقدير كند و چگونگى آن را به فرشتگان و پيامبرانش خبر دهد ، اما تحقق آن را به اراده و مشيت خود مشروط سازد ، قضاى غير حتمى ناميده مىشود كه مورد بدا قرار مىگيرد . چنين تقديرى ممكن است بنا به علل و مصالحى
هامش
( 1 ) . وافى ، ج 1 ، ص 13 ؛ بحار الانوار ، ج 2 ، ص 132 ، به نقل از بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ، ج 2 ، ص 171