[ گفتارى از نادعلى عاشورى تلوكى ]
بَدا از ديدگاه علّامه طباطبائى قدس سره
نادعلى عاشورى تلوكى
سرآغاز
يكى از مسائل مهمى كه در حوزهء عقايد و كلام اسلامى ، مورد گفت و گوى دانشمندان ، بهويژه علماى متأخر است ، بَدا است . اين موضوع اگر چه همانند بسيارى از موضوعات و مباحث مطرح شده در كلام اسلامى ، ريشه در قرآن كريم دارد ، اما چنين عنوانى مأخوذ از روايات معصومان عليهم السلام است كه در جوامع حديثى شيعه ضبط است . « 1 »
در برخى از روايات شيعه ، اعتقاد به بدا در زمرهء برترين عبادات معرفى شده است كه انبيا و پيامبران پيشين بدان پاى بند بودند . افزون بر اين در برخى كتابهاى كلامى شيعه ، نسبت جهل و پشيمانى به خداوند ، كه لازمهء اعتقاد به معناى لغوى بداست ، به شدت مردود اعلام شده است .
گروه قابل توجهى از دانشمندان عامّه ، بدون دقت در معناى اصطلاحى ، كه اماميه دربارهء بدا قائل است ، با الفاظ و عباراتى تند و بعضاً موهن ، علماى خاصه را متهم مىكنند كه نسبت جهل و پشيمانى را بر ذات مقدس خداوند محال نمىدانند . مضافاً بر اينكه برخى ديگر از آنان بر اين عقيده پاى مىفشرند كه اعتقاد به بدا از عقايد يهوديان است كه به مذهب شيعه
هامش
( 1 ) . مرحوم فيض كاشانى هفده حديث مربوط به بدا را در وافى گرد آورده است كه در چاپ جديد آن ، از حديث 403 شروع مىشود و با حديث 419 پايان مىپذيرد . ر . ك : وافى ، ج 1 ، ص 507 - 515 ، چ جديد