[ گفتارى از مسعود اميد ]
تأملى در آفاق علمى علّامه طباطبائى قدس سره
مسعود اميد
مقدّمه
علّامهء طباطبائى ، از متفكران و محققان برجسته و عالىقدر دورهء معاصر است . ايشان را مىتوان نقطهء عطفى در تاريخ تفكر ايران قلمداد كرد . در اين نوشتارگذرى به برخى از آراى فلسفى و كلامى ايشان مىكنيم .
شرايط فرهنگى خاص و اولويت يافتن علوم فلسفى و تفسيرى
شرايط فرهنگى و اجتماعىاى كه علّامه در آن مىزيست شرايط مناسبى از جهت فكرى و فرهنگى نبود . مرحوم علّامه با عنايت به شرايط ويژهاى كه به وجود آمده بود در هنگام ورود به قم ، بدون آنكه تحت تأثير روش و محتواى آموزشى رايج قرار بگيرد ، در صدد ارزيابى نيازها و شرايط موجود فرهنگى و . . . آن روز و كمبودها و خلأهاى مشهود بر مىآيند و در نهايت بر خلاف سنّت آموزشى و پژوهشى حوزهء قم و حتى نجف كه جهت آموزشى و پژوهشى خود را صرفاً بهجانب فقه و اصول معطوف داشته بودند ، به تدريس فلسفه و تفسير روى مىآورند تدريس فلسفه توسط ايشان و فعاليت فلسفى ايشان در قم از طرف مرجع زمان ، مرحوم آيةاللَّه بروجردى مورد سؤال واقع شده و ايشان عدم رغبت خود را نسبت به علنى بودن تدريس فلسفه اظهار مىدارند . علّامه در پاسخ به سؤال و نيز عدم رغبت مرجعيت نسبت به تدريس علنى فلسفه چنين مىفرمايد : « من كه از تبريز به قم آمدهام