صد آسمان ستاره و صد كاروان گهر * صد بوستان گل آمد از او درجهان پديد
گلبوتههاى معرفت و چشمههاى نور * از كوشش وى آمده در هرمكان پديد
روحانيان آگه و شيران انقلاب * گرديده زين مربى پاكيزه جان پديد
از وى « اصول فلسفه » سامان و نظم يافت * كرد از نظر به « علم نظر » سازمان پديد
آنگونه ساخت « شيعه در اسلام » بار ور * كانوار او چومهر شد از هركران پديد
زين خضر رهشناس و فروغ هدايتش * پيدا شد از « بدايت حكمت » « نهايتش »
اندك زمانه عارف فرزانه پرورد * كم ، بحر روزگار ، گهر دانه پرورد
اهل دلى چو او همه تقوا و زهد و عشق * مشكل كه دور چرخ درين خانه پرورد
ليكن مباش آنهمه نوميد ، زانكه حق * بس لطفها كه مخفى و رندانه پرورد
تا سايهء امام خمينى است بر قرار * درياى علم جوشد و در دانه پرورد
تا اين يگانه مشعل تابنده روشن است * امواج نور او همه پروانه پرورد
تا او بود مصائب سنگين ، سبك بود * كز بهر مرغ صبر ، بسى دانه پرورد
او زنده باد ، گر گلى از ما بباد رفت * كو ، موج گل ، دوباره به گلخانه پرورد
مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 19
مساهمون: مؤسسه بوستان كتاب قم
ص١٩