خمينى مرام و كلينى مقام * هم آساى سلمان و مقداد رفت
هماندم كه رفت از سراى سپنج * تو گوئى كه در حجله نوشاد رفت
شب هجر طى گشت و صبح وصال * شب قدر آمد كه دلشاد رفت
دل از حب محبوب چونان گداخت * كه شوريده از جمع انداد رفت
ز درك وطن درّ معنى چو يافت * محبت گزين كرد و آزاد رفت
به عهد امانت وفا كرد نيك * ز شوق لقا نيك نكو ياد كرد
چو آمد خطاب « ارجعى » شادمان * به انفاذ از دار انفاد رفت
سرايندهء شعر هستى سرود * كه غواص درياى انشاد رفت
سنائى و سعدى و عطار را * كنون شمس را نيز همزاد رفت
همو بود بنياد كاخ ادب * كزين كاخ افسوس بنياد رفت
دهل زن ، دهل زن كه پير مغان * غزلخوان و خرسند و فرجاد رفت
ز دار الغرور و ز دار الفنا * به دار السرور آن يل راد رفت
به صافى آب و صفاى بهار * چو مولود ايام ميلاد رفت
بر آمد ز خاك و به افلاك شد * ز زندان برون آمد و شاد رفت
ز جان در گذشت و به جانان رسيد * ز ميزان گذشت و به ميعاد رفت
خوشا ياد علّامهء پاكزاد * كزين خاكدان با صد احماد رفت
همان مرد مطلق كه شد جاودان * كه در جان و دل ماند و بهزاد رفت
خوشا علم و عرفان ، خوشا عقل و دين * كزان تا فلك صيت استاد رفت
كجا وصف واصف ، كجا قدر او ! ؟ * كه اين خار و آن گل قلمداد رفت
برآور زدل آه و از جان خروش * ببار اشك حامد كه حماد رفت
* * *
فرشته خصال
حسن حسنزاده آملى
صبا به كوى عزيزان روضهء رضوان * سلام ما بهحضور عزيزما برسان
حضور قدسى قِدّيس عيسوى مشرب * كه مرده زنده نمودى به حكمت و عرفان