به خلوتگه خاص جان آفرين * حكيم سخن سنج نقاد رفت
نسيم سحر خيز آزادگى * بسيم و سبكبال و دلشاد رفت
مريد مراد همه عارفان * مراد مريدان امجاد رفت
خردمند فرزانهء پاكباز * زدايندهء زنگ الحاد رفت
شكافندهء بامداد خرد * رمانندهء ديو شياد رفت
فروزندهء كوكب معرفت * فرازندهء رايت داد رفت
فراز سرير كرامت چنان * سليمان بنشسته برپاد رفت
جدا شد ز خود ذره ديد آفتاب * مى عشق نوشيد و آباد رفت
يم نور در سينهاش موجزن * درخشنده مهتاب آحاد رفت
به سيمرغ جان تا پر و بال داد * گذر كرد از قاف و چون باد رفت
به الهام شد شمس صدها جلال * كه صاحب جمال آمد و راد رفت
پدر بود و استاد و پير و مراد * پدر آوخ از دست اولاد رفت
چنان واله جلوهء يار شد * كه بى جار و جنجال و فرياد رفت
چنان شرح صدرش دلانگيز بود * كه دل جام جم گشت و آزاد رفت
چو قدسى نشان بود و عرشى مكان * دل افروز و بهروز و بهزاد رفت
چو جان خيمهء اشتياق آمدش * خرامان ازين ظلمت آباد رفت
چو راضى به تقدير دادار بود * به تقدير تن داد و منقاد رفت
چو دل وقف ديدار دلدار كرد * جهانسوز و جانسوز و وقاد رفت
چه مشتاق و مجذوب و محو و مجيد * حيات آفرين غوث افراد رفت
چو ايران و انسان و اسلام را * چو تاريخ را آبرو داد رفت
به تفسير ميزان مهتابگون * روان شاد كرد و روانشاد رفت
رسالات باخون دل چون نوشت * دل آباد كرد و دل آباد رفت
كثير الفضائل ، فصيح الكلام * بديع القلم شيخ اوتاد رفت
هم آميزگارى دل افروز بود * هم آموزگارى كه فرجاد رفت
هماهنگ صدرا ، همال شهيد * هم آوازهء ميرداماد رفت
رقيب صدوق و قرين مفيد * همانندهء ابن عباد رفت