از سوى خود ، حاكمى براى آنان قرار دهد . . . » ، سپس مىفرمايد : « پيامبرشان به آنان گفت كه خداوند ، طالوت را به زمامدارى شما برانگيخت . . . » ، سپس مىفرمايد : « پيامبرشان به آنان گفت كه نشانهء حكومت او آن است كه . . . » سپس مىگويد : « و چون طالوت ، سپاهيان خويش را جدا كرد . . . » سپس برخورد و مواجهه با جالوت و . . . . روشن است كه پيوند اين بخشهاى داستان به يكديگر ، نيازمند قصهاى طولانى است . پيشتر نيز در داستان « گاو بنى اسرائيل » به اين نكته اشاره كرديم . اين شيوه در همهء داستانهاى قرآنى ديده مىشود و قرآن از هر حكايت ، تنها بخشى را ياد مىكند كه مورد نياز است و مشتمل بر عبرت و موعظه و حكمت يا بيان يكى از سنتهاى الهى در دوران گذشته و امّتهاى پيشين است . خداوند مىفرمايد :
در داستانهاى آنان ، عبرت براى خردمندان است ( يوسف ( 12 ) آيهء 111 ) و مىفرمايد :
خداوند مىخواهد براى شما بيان كند و شما را به سنتهاى كسانى كه پيش از شما بودند ، رهنمون گردد ( نساء ( 4 ) آيهء 25 ) و مىفرمايد : پيش از شما نيز امّتهايى بودهاند ، پس در زمين سير كنيد و بنگريد كه فرجام تكذيب كنندگان چه شد . اين بيان براى مردم و هدايتى و موعظهاى براى متّقين است ( آلعمران ( 3 ) آيهء 137 ) و . . . آيات ديگر .
اين يك نمونهء مختصر از يك بحث قرآنى دربارهء ارزش و جايگاه تاريخ و نقاط ضعف در تاريخنگارى و ديدگاه و هدف قرآن از پرداختن به داستانهاى امم گذشته بود ، كه تقديم شد . البته مباحث ژرفتر و مبسوطترى در محورهاى ياد شده در اين مقاله ، در الميزان وجود دارد ، كه بنا بر اختصار است و بيش از اين ، مقاله را بسط نمىدهيم . به اميد بهرهورى بيشتر از اين تفسير گرانسنگ و ماندگار . با درود و رحمت بر مؤلف و الا قدر آن ، زنده ياد ، علّامه طباطبائى قدس سره .
مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: مؤسسه بوستان كتاب قم
ص١٨٤