به كار بستن قواعدى كه ساختهء دست بشر است ، به دور باشد ، و گرنه « تفسير به رأى » خواهد بود . براى نمونه ، فرمودهء ايشان را دربارهء « تفسير به رأى » مىآوريم :
تفسير به رأى از ديدگاه اهل فنّ ، به يكى از دو صورت است :
1 . تك روى در تفسير : كه مفسّر ، در تفسير قرآن ، خودسرانه و مستقل و بدون مراجعه به اقوال ، آرا و نظريات گذشتگان و نيز روايات وارده و همچنين قواعد مقرّر ، به تفسير بپردازد و هر آنچه به نظرش رسيد و عقل شخصى او صواب ديد ، همانگونه تفسير كند . اين تك تازى در تفسير قرآن و تنها روى در بيان مراد سخن الهى است . و همين جاست كه در حديث آمده :
« من فسّر القرآن برأيه فأصاب فقد أخطأ ؛ هر كه قرآن را به تنها رأى خود و صواب ديد خود تفسير كند ، هر چه درست درآيد ، ولى خطا رفته . » ( چون راه را خطا رفته است ، گرچه احياناً به مقصد برسد ، ولى اين رسيدن به مقصد ، اتفاقى است و هرگز تضمين نشده است . لذا خطا از صواب بيشتر و حتماً بىراهه مىرود ) .
بى پير مرو تو در خرابات * هر چند سكندر جهانى
2 . تحميل رأى بر قرآن بدين معنا كه مفسّر خود نظرى دارد و در صدد توجيه نظريّهء خويش ، به دنبال آيهاى است كه بتوان با آن تطبيق نمود ، هر چند واقعاً آيه ، چيز ديگرى مىگويد . و اين بيشتر در مورد كسانى است كه وابسته به گروهها و فرقههاى حق يا باطلند و براى توجيه مكتب خويش به دنبال دستآويزى از قرآن و سنّتند ؛ يعنى در صدد تفسير قرآن يا حديث نيستند ، بلكه در صدد توجيه نظريّهء خويشند ، هر چند تحميل بر قرآن يا حديث باشد . لذا اينگونه افراد و گروهها در پى آيات متشابه و قابل تأويلند تا بتوانند آن را با نظريهء خويش تطبيق دهند . لذا قرآن از اينان با عنوان
« فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ » *
ياد مىكند و همواره راه فساد را دنبال مىكنند .
از اين جاست كه در حديث آمده : « ما آمن . . . لي من فسّر برأيه كلامي ؛ هرگز به من ايمان نياورده ، كسى كه به رأى خود ، كلام مرا تفسير كند ( يعنى رأى خود را تفسير كلام من قرار دهد ) » . و نيز حديث ديگر : « من فسّر القرآن برأيه فليتبوّأ مقعده من النار ؛ هر كه قرآن با رأى خود تفسير كند ، بايد جايگاه خود را دوزخ فراهم سازد » ناظر به همين نوع تفسير به رأى ، يعنى تحميل است .
حضرت استاد آيةاللَّه خويى مىفرمايد : اگر مفسّر در صدد تحميل نباشد ، و از روش