گرفت ومرحوم حاج شيخ به مطالب عرفاني توحيدى مرحوم سيد قانع نشدند ؛ يكى از شاگردان مرحوم قاضى به نام آقا سيد حسن كشميرى - از همدورگان آقاى حاج شيخ على محمد بروجردى وآقا سيد حسين مسقطى و ديگر تلامذة مرحوم قاضى در آن دروه - باب مكالمه ومباحثه را با مرحوم حاج شيخ محمد حسين باز كرد و آن قدر بحث را بر اساس استدلال ها وبراهين مرحوم آقا سيد احمد تعقيب كرد كه حاج شيخ را ملزم به قبول نمود .
در ايامى كه در نجف اشرف نزد استاد خود مرحوم قاضى - رضوان الله عليه - كسب فيض مى نموديم ، روزى در حال خلسه به خدمت حضرت على بن جعفر عليه السلام رسيدم ، به طورى كه گويا به من نزديك مى شد ، به حدى كه هواى ملاصق بدن او را از ادراك كردم و صداى نفس او را مى شنيدم . آن حضرت به من فرمود : " قضيهء وحدت ، جزء اصول مسلمه واوليهء ما اهل بيت است " ( ص 141 ) .
علامه مى فرمود :
عيال ما زن بسيار مؤمن وبزرگوارى بود ؛ ما در معيت ايشان براى تحصيل به نجف اشرف مشرف شديم . وايام عاشورا براى زيارت به كربلا مى آمديم و پس از پايان اين مدمت چون به تبريز مراجعت كرديم . روز عاشورايى ايشان در منزل نشسته و مشغول خواندن زيارت عاشورا بود ؛ مى گويد : " دلم ناگهان شكست ، و با خود گفتم ده سال در كنار مرقد مطهر حضرت ابا عبدالله الحسين در روز عاشورا بوديم ؛ وامرو از اين فيض محروم شده ايم .
يك مرتبه ديدم كه در حرم مطهر در زاويه حرم بين بالا سرو روبه رو ايستاده ام وروبه قبر مطهر مشغول خواندن زيارت هستم و حرم مطهر وخوصيات آن به طور سابق بود ، ولى چون روز عاشورا بود و مردم غالبا براى تماشاى دسته و سينه زنان مى روند ، فقط در پايين پاى مبارك ، مقابل قبر ساير شهدا چند نفرى ايستاده و بعضى از خدام براى آنها مشغول زيارت خواندن هستند .
و چون به خود آمدم ديدم در خانهء خود نشسته و در همان مشغول خواندن بقيهء زيارت هستم .
بارى ، اين بانوى بزرگوار نيز در جوار حضرت معصومه - سلام الله عليها - در قبرستان مرحوم آية الله حائرى يزدى در قسمت الحافى ، در يكى از بقعه هاى خانوادگى مدفون شده اند .
استاد ما عصرهاى پنج شنبه اول به زيارت اين مخدره وسپس به زيارت اخو خود
مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: مؤسسه بوستان كتاب قم
ص١٢٧