يعلم السر وأخفى ( 7 ) الله لا إله إلا هو له الاسماء الحسنى ( 8 ) ) *
برادر ما مردى با هوش و چيز فهم بود و طورى مطلب را بيان مى كرد مثل آن كه دستور العمل براى طى الارض را خودش از اين آيات فهميده است . اين آيات بسيار عجيب است به خصوص آية * ( الله لا إله إلا هو له الاسماء الحسنى ) * چون اين آيه تمامى اسما را در وجود مقدس حضرت حق جمع مىكند و مانند جامعيت اين آيه در قرآن كريم نداريم .
مرحوم قاضى هميشه در ايام زيارتى از نجف اشرف به كربلا مشرف مى شد . هيچ گاه كسى نديد كه او سوار ماشينى شود و از اين سر احدى مطلع نشد ؛ جز يك نفر از كسبهء بازار ساعت ( بازار بزرگ ) كه به مشهد مقدس مشرف شده بود ومرحوم قاضى را در مشهد ديده بود و از ايشان اصلاح امر گذرنامه خود را خواسته بود وايشان هم اصلاح كرده بودند . آن مرد چون به نجف آمد افشا كرد كه من آقاى قاضى را در مشهد ديدم ( ص 256 - 257 ) .
در روايت است كه چون حضرت قائم ظهور كنند اول دعوت خود را از مكه آغاز مى كنند ؛ بدين طريق كه بين ركن ومقام پشت كعبه اعلام مى فرمايند و از خواص آن حضرت سيصد وسيزده نفر در حضور آن حضرت مجتمع مى گردند .
مرحوم استاد ما قاضى رحمه الله مى فرمود :
" در اين حال حضرت به آن ها مطلبى مى گويند كه همهء آن ها در أقطار عالم متفرق ومنتشر مى گرندن ؛ و چون همهء آن ها داراى طى الارض هستند ، تمام عالم را تفحص مى كنند و مى فهمند كه غير از آن حضرت كسى داراى مقام ولايت مطلقهء الهى ومأمور به ظهور و قيام وحاوى همهء گنجينه هاى اسرار إلهى و صاحب الأمر نيست . در اين حال همه به مكه مراجعت مى كنند وتسليم آن حضرت مى شوند وبيعت مى كنند . من مى دانم آن كلمه اى را كه حضرت به آن ها مى فرمايد و همه از دور آن حضرت متفرق مى شوند چه مطلبى است .
بعضى از افراد زمان ما مسلما ادراك محضر مبارك آن حضرت را كرده اند و به خدمتش شرفياب شده اند . يكى از آن ها در مسجد سهله در قمام آن حضرت كه به مقام صاحب الزمان معروف است ، مشغول دعا و ذكر بود كه ناگهان مى بيند آن حضرت را در ميانه نورى بسيار قوى كه به او نزديك مى شدند وچنان ابهت وعظمت آن نور او را مى گيرد كه نزديك بود قبض روح شود ونفس هاى او قطع و به شمارش افتاده بود وتقريبا يكى دو نفس به آخر مانده بود كه جان دهد ، آن حضرت را قسم مىدهد كه ديگر به او نزديك نگردند . بعد از دو هفته كه
مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: مؤسسه بوستان كتاب قم
ص١٣٠