مىدادند ، و علّت عدم وصول به واقع را ، رعايت نكردن شرع مطهّر مىدانستند ( ص 73 - 74 ) .
بارى ، اين مرد ، جهانى از عظمت بود . درست مانند يك بچه طلبه در كنار صحن مدرسه روى زمين مىنشست ، و نماز مغرب و عشا را در مدرسهء فيضيه مانند طلّاب به جماعت مرحوم آيةاللَّه آقاى سيد محمد تقى خوانسارى مىخواند . آن قدر متواضع و مؤدّب و در حفظ آداب كوشا بود كه من بارها خدمتشان عرض كردم : اين درجه از ادب و ملاحظات شما ما را بىادب مىكند . از حدود چهل سال پيش تاكنون ديده نشد در مجلس به متّكا و بالش تكيه زنند ، بلكه پيوسته در مقابل واردين مؤدّب و قدرى جلوتر از ديوار و زير دست ميهمان وارد مىنشستند .
با ما طلبههاى عجول و گستاخ ، نرم و ملايم ، مانند پدر بلند قامتى كه خم مىشود و دست كودك را مىگيرد و پابه پاى او راه مىورد ، رفتار مىكرد . اسرار الهى در دل تابناك او موج مىزند ، سيمايى بشّاش و گشاده و زبانى خموش و صدايى آرام داشت و پيوسته به حال تفكر بود و گاهگاهى لبخند لطيف بر لبها داشت ( ص 50 - 51 ) .
علّامه طباطبائى - قدّس اللَّه تربته - به بحارالأنوار مرحوم علّامهء مجلسى بسيار ارج مىنهاد و آن را بهترين دائرةالمعارف شيعه از نظر جمع اخبار مىدانستند و خصوصاً از كيفيت تفصيل فصول و تبويب ابواب آن بر نهج مطلوب ، كه درهر كتابى ابواب را مرتّباً احصا فرموده و سپس در هر بابى به ترتيب ، آيات مناسب را از اوّل تا آخر قرآن آورده و سپس به تفسير اجمالى اين آيات پرداخته ، و پس از آن همهء رواياتى كه در آن باب از معصومين عليهم السلام وارد شده ، مرتباً بيان كرده و ذيل هر روايت و نيز در آخر باب اگر نيازى به شرح و بيان داشته ، بيانى ذكر كرده است و معتقد بودند كه علّامه مجلسى حامى مذهب و احيا كنندهء آثار و روايات ائمه عليهم السلام بوده است و مقام علمى و سعهء اطّلاع و طول باع او قابل قدر دانى است و از كيفيت ورود در بحث و جرح و تعديل مطالب ، علميت اين مجتهد خبير معلوم مىشود و پيداست كه تا چه حد زحمات او قابل قدردانى است . . . ( ص 35 - 36 ) .
استاد ما درمباحث وجود به تشكيك وجود قائل بود و وحدت عرفا را نيز قبول داشت و آن را منافى با تشكيك نمىدانست ( ص 28 ) و مىفرمود :
راجع به مكاتباتى كه در قضيهء تشكيك در وجود و وحدت وجود بين دو عالم بزرگوار آقاى سيد احمد كربلايى و آقاى حاج شيخ محمد حسين اصفهانى - رضوان اللَّه عليهما صورت
مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 126
مساهمون: مؤسسه بوستان كتاب قم
ص١٢٦