اما سياست تحريف
به طورى كه در ذيل مطلب دوم اشاره گرديد در دوران خلفاى اموى و عباسى ( اگر نگوييم در طول تاريخ ) شيعه به جرم طرفدارى از اهل بيت تحت فشار شديد قرار گرفته كه زندان و شكنجه و كشتار دسته جمعى دربارهء آنان از مسائل عادى به شمار مىرفته است . طبيعى است كه براى توجيه اين جنايات در جامعه و براى جلب و هماهنگى افكار عمومى لازم بود دلائلى جامعه پسند ، ارائه شود . در اينجا است كه حكام و عوامل جنايت ، دست به تحريف زده و اقدام به قلب واقعيات نمودهاند و به جاى اينكه بگويند شيعه طرفدار اهل بيت و دوستدار خاندان پيامبر است آنها را با عداوت و دشمنى با صحابه متهم ساختهاند . زيرا اين تهمتها است كه مىتواند جامعه را با چنين حكام هماهنگ ( كند ) و بر جنايات آنان مهر تأييد بزند و اگر حقيقت امر مطرح مىگرديد نه تنها مورد تأييد نبود بلكه امكان مواجهه با مخالفت و عكس العمل مسلمانان نيز وجود داشت .
ما خود در شرايط فعلى شاهد اين نوع تحريفها هستيم و قلب واقعيات از سوى بعضى حكام را عميقاً لمس مىكنيم :
مثلًا آنگاه كه چهارصد نفر مسلمان در كنار مسجد الحرام به خاك و خون كشيده شده و به شهادت مىرسند و هزاران نفر مجروح مىگردد ، حكام آل سعود براى جلب افكار مسلمانان جهان و توجيه عمل شيطانى خود دست به تحريف زده و به جاى اينكه بت شكنى و مبارزه با كفر و استكبار ايرانىها و شعار اللَّه اكبر و مرگ بر آمريكاى آنها را كه علت اين كشتار عظيم بوده مطرح كند از سياست تحريف استفاده نموده و يك مطلب مضحك و غيرقابل قبولى را عنوان و در تمام رسانههاى خبرى دنيا اعلان مىنمايد كه « حجاج ايرانى مصمم بودند حجر الاسود ! يا كعبه را از جاى خود بركنند و به شهر قم منتقل كنند » ! ! !
اما آيا مىدانيد كه متأسفانه همين مطلب مضحك و بى اساس به گونهاى كه يك عده ناآگاه و بى خبر از همهء مسائل باور نمودهاند ممكن است در آينده و در اثر تبليغ و انتقال از جرايد و روزنامهها به كتب تاريخ و انعكاس اخبار و عكسهاى ساختگى و