است . و علما و محدثين شيعه در نقل حديث و فرا گرفتن دستورات مذهبى و احكام دينى خود در تمام ناقلان حديث اعم از صحابه و غير صحابه احتياط به كار مىبرند و به طورى كه قبلًا توضيح داده شد مرحوم كلينى و ساير محدثين در نقل حديث از خلفا و فرزندانشان مجبور هستند به لحاظ فاصله زمانى اين احاديث را از راويانى كه شناخت دقيقى از همه آنان ندارند نقل نكنند ؛ زيرا به طورى كه ملاحظه فرموديد در ميان اين ناقلان گروه اول و افراد عادل و مورد اعتماد و هم گروه دوم و آنان كه مورد نكوهش خدا و رسول خدا قرار گرفتهاند وجود دارد و مسلماً اگر بينش برادران اهل سنت دربارهء صحابه مانند بينش شيعه و بر اساس واقع بينى نه بر اساس ( اصالة العدالة ) بود در بيشتر احاديث كه به وسيله راويان مختلف از خلفا و فرزندانشان نقل گرديده است موضع ديگرى اتخاذ و از اغلب حديثها كه امروز به نام حديث صحيح ناميده مىشود صرف نظر مىنمودند .
سياست و تعصب دو عامل تهمت
پس از بيان عقيده شيعه در مورد صحابه و اثبات اينكه عقيده شيعه بر اساس قرآن و سنت و بر مبناى سيره خلفا است و شيعه تنها انتقاد از عملكرد آن عده از صحابه را جايز مىداند كه با اميرمؤمنان عليه السلام عداوت و دشمنى داشتند و يا به هر نحوى با دستورات قرآن و اوامر رسول اكرم صلى الله عليه و آله مخالفت صريح و آشكار نمودهاند و به طورى كه ملاحظه فرموديد اين درس را نيز از متن قرآن و گفتار رسول خدا صلى الله عليه و آله و عملكرد صحابه فرا گرفتهاند .
اينك اين سؤال مطرح مىشود كه آيا اين تهمت بزرگ و اين افتراى خانمانسوز كه شيعه به همه صحابه بدبين است و همه صحابه را مورد طعن قرار مىدهد چگونه به وجود آمده و از كجا ريشه گرفته است ؟ !
پاسخ اين سؤال به طور اجمال اين است كه اين تهمت در اثر دو عامل به وجود آمده است : يكى سياست تحريف و ديگرى تعصب و در كنار اين دو عامل مسئله بىاطلاعى و عدم تحقيق نيز در اشاعه و گسترش اين تهمت نقش مؤثرى ايفا نموده است .