آنان فرزندى جنگجو به دنيا بياورد و همه آنان در راه خدا جهاد كنند . فرشتهاى كه در نزد او بود گفت : بگو انشاء اللَّه . ولى سليمان عليه السلام از گفتن اين جمله امتناع ورزيد . در نتيجه از تمام همسرانش فقط يكى حامله گرديد آن هم جاى انسان كامل تكه گوشتى به دنيا آورد . « 1 »
2 . كور شدن عزرائيل :
باز ابوهريره از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل نموده است كه : ملك الموت از طرف خدا مأمور گرديد تا به نزد موسى عليه السلام رفته و او را قبض روح كند . ولى موسى عليه السلام به مقام دفاع برآمده و سيلى محكمى به صورت عزرائيل عليه السلام نواخت كه در اثر آن سيلى چشم عزرائيل كور و مجبور به برگشت به سوى خدا گرديد و عرضه داشت خدايا مرا به نزد بندهاى فرستادى كه قصد مردن ندارد . « 2 »
3 . مسابقه سنگ و موسى :
ابوهريره از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه حضرت موسى عليه السلام شخص خجول و باحيايى بود و به همين جهت بدن خويش را آنچنان مىپوشانيد كه كسى نتوانسته بود كوچكترين نقطهاى از جسم او را ببيند . عدهاى از بنى اسرائيل به شك افتادند و به مقام آزار و اذيت او برآمدند و گفتند : لابد در بدن او عيبى و مرضى ، برص و فتقى وجود دارد كه خود را اين چنين مىپوشاند ولى خداوند خواست او را تبرئه كند و لذا روزى در محل خلوتى لباس خود را درآورد و روى قطعه سنگى گذاشت تا غسل كند . پس از غسل نمودن كه خواست لباس بپوشد . قطعه سنگ از جلو او فرار كرد و لباسها را فرارى داد . موسى عليه السلام عصاى خويش را به دست گرفت و در پشت سر سنگ مىدويد و فرياد مىزد : آى سنگ لباسهاى مرا ، آى سنگ لباسهاى مرا بده . با اين وضع و با بدن عريان به نزد سران بنى اسرائيل رسيد و او را با همين حالت عريان مشاهده
هامش
( 1 ) . اين حديث در پنج مورد از صحيح بخارى : 1 . ج 4 ، كتاب الجهاد ، 2 . ج 7 ، كتاب النكاح ، 3 . ج 8 ، كتاب الايمان ، 4 . كتاب كفارات الايمان ، 5 . ج 5 ، كتاب التوحيد و در صحيح مسلم ، ج 5 ، كتاب الايمان نقل شده است .
( 2 ) . و اين حديث در دو مورد از صحيح بخارى ، ج 2 ، كتاب الجنائز و ج 7 باب فضائل موسى عليه السلام نقل شده است .