تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
اما سؤال ما : تكرار همان سؤالى است كه در بخش اول اين نامه احمد بن حنبل با آن مواجه بود كه : چرا محدثين در مورد اهل بيت وظيفهء خود را انجام نداده‌اند و با توصيه و تأكيد رسول خدا صلى الله عليه و آله دربارهء اهل بيت از نقل حديث آنان امتناع ورزيده و به جاى آن از افرادى مانند سمره و ابوهريره و . . . اين همه حديث براى مسلمانان به ارمغان آورده‌اند ؟ زيرا در صحيح مسلم كه مقياسى است براى ساير صحاح و سنن از اميرمؤمنان عليه السلام تعداد سى و دو حديث و از حضرت زهرا عليها السلام فقط يك حديث آمده و اما از حسنين دو ريحانه رسول خدا صلى الله عليه و آله حتى يك حديث مسند و متصل نيز نقل نگرديده است . « 1 » پاسخ اين سؤال : شايد پاسخ صاحبان صحاح در مقابل اين سؤال ما همان باشد كه در بخش اول و در ذيل پاسخ سؤال اول شما مشروحاً بيان گرديد كه : با وجود اختناق و فشار حاكم بر حديث اهل بيتى در طول تاريخ نه تنها امكان نقل حديث از اهل بيت وجود نداشت بلكه مقتضيات و شرايط ايجاب مىنمود حديث‌هايى بر ضد اهل بيت جعل نموده و اين جعليات و دروغ‌ها را در جامعه ترويج نمود . بنابر اين اگر در صحيح مسلم در كنار پانصد و هشتاد حديث كه از ابوهريره نقل شده است به نقل تعداد سى و دو حديث از اميرمؤمنان عليه السلام و در كنار صدها و صدها حديث كه از بانوان مختلف نقل شده تنها به نقل يك حديث از دخت گرامى رسول خدا صلى الله عليه و آله اكتفا گرديده است و از حسن و حسين دو عضو اهل بيت و دو ريحانهء رسول خدا صلى الله عليه و آله اصلًا اسمى به ميان نيامده و حتى يك حديث مسند و متصل از اين دو بزرگوار نقل نشده است معذورمان داريد ! !

و اما سؤال حضرتعالى :

و اما سؤال حضرتعالى از صاحبان صحاح همان سؤالى است كه در مقابل محدثين شيعه عنوان فرموده‌ايد كه مثلًا مرحوم « كلينى » چرا از خلفاى سه گانه حديث نقل
هامش
( 1 ) . براى آگاهى بيشتر در اين زمينه توجه جنابعالى را به مطالعه جلد اول سيرى در صحيحين جلب مىكنيم .