بالاخره در تمام برنامههاى زندگى از بزرگ تا كوچك خود را نيازمند به حديث رسول خدا صلى الله عليه و آله مىديدند و چون به دست آوردن اين همه برنامه از احاديث كم و محدود و از محدثين قابل اعتماد موجود امكانپذير نبود ، جامعه اسلامى با يك خلأ بزرگ و با يك نياز شديد مواجه گرديد .
و در اين شرايط است كه عدهاى فرصت طلب و قصه گو براى پر كردن اين خلأ و به نام راوى حديث در صحنه ظاهر گرديدند و مطالب فراوانى را كه از اسلام و حديث رسول خدا صلى الله عليه و آله فاصله زيادى داشت به عنوان حديث در ميان جامعه منتشر نمودند و مسلمانان در اثر همان نياز شديد از اين مطالب استقبال و مانند حديث واقعى رسول خدا صلى الله عليه و آله با جان و دل پذيرا گرديدند و همين مطالب تدريجاً به نام حديث صحيح به مجموعههاى حديثى منتقل و براى هميشه در ميان مسلمانان تثبيت و تحكيم گرديد كه در اين ميان نقش حكام را كه بخشى از اين مطالب ارتباط مستقيم با حكومت آنان داشته نبايد ناديده گرفت و اگر آمارگيرى صحيح و مقايسه دقيق به عمل آيد ، خواهيم ديد كه تعداد اين نوع حديثها در صحاح ششگانه از كثرت قابل توجهى برخوردار است و در اينجا است كه قيافه اسلام دگرگون شده و تعاليم عاليه آن و حقايق آسمانيش كه از زبان رسول خدا صلى الله عليه و آله جارى گرديده است به مطالبى كه از افكار علماى يهود و نصارى ترشح نموده و از زبان داستان سرايان و افسانه گويان گرفته شده است مبدل مىگردد .
نمونههايى از اين افسانهها
چون بررسى عميق و گسترده در اين نوع حديثها به وقت كافى نيازمند است ، در اين فرصت و به تناسب اين نامه فقط چند نمونه از اين حديثها را از نظر شريف مىگذرانيم :
1 . همبستر شدن حضرت سليمان با يكصد همسرش :
ابوهريره در حديث صحيح ! از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل نموده است كه روزى حضرت سليمان گفت : من امشب با يكصد تن از همسرانم همبستر خواهم شد كه هر يك از