به خود گرفت به طورى كه قرظة بن كعب چون از سوى خليفهء دوم مأموريت يافت به عراق برود پس از ورود به عراق از وى خواستند تا حديث پيامبر را به آنان بازگو كند .
قرظة بن كعب گفت : عمر ما را از نقل حديث منع نموده است . « 1 »
خليفه دوم سه نفر از محدثين معروف ( ابن مسعود ابو درداء و ابوذر ) را براى ممانعت از نقل حديث تحت نظر قرار داد . « 2 »
4 . حديث در دوران عثمان
همين وضع در دوران خلافت دوازده ساله عثمان بن عفان نيز ادامه يافت به طورى كه در منابع تاريخى حديثى نقل شده است كه او در بالاى منبر اعلان نمود : نقل هر حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله به جز حديثهايى كه خود او در دوران دو خليفه گذشته شنيده است شديداً ممنوع مىباشد .
( لا يحل لأحد أن يروى حديثاً عن رسول اللَّه لم اسمع به فى عهد ابى بكر ولا عمر ) . « 3 »
5 . قلّت حديث خلفا در منابع اهل سنت
نتيجه اين سياست در نقل و كتابت حديث از سوى خلفا اين بود كه سائب بن يزيد متوفاى سال 80 كه خود از صحابه رسول خدا صلى الله عليه و آله است مىگويد : من از مدينه تا مكه با سعد بن مالك « 4 » هم سفر شدم ؛ سعد در طول اين سفر حتى يك حديث هم از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل ننمود . « 5 »
گفتار سائب بن يزيد حقيقتى است كه امروز مىتوانيم در منابع مورد اعتماد و مجموعههاى حديثى اهل سنت از صحاح و سنن به وضوح لمس و درك كنيم و با توجه به اين مجموعهها ملاحظه خواهيد فرمود كه تعداد احاديثى كه از خلفا نقل شده
هامش
( 1 ) . مستدرك حاكم ، ج 1 ، ص 102 ؛ سنن ابن ماجه ، ج 1 ، باب 3 ؛ طبقات ابن سعد ، ج 6 ، ص 7 ؛ جامع بيان العلم ، ج 2 ، ص 147 ؛ سنن دارمى ، ج 1 ، ص 85 ؛ تذكرة الحفاظ ، ج 1 ، ص 3 .
( 2 ) . مستدرك حاكم ، ج 1 ، ص 110 .
( 3 ) . مسند امام احمد بن حنبل ، ج 1 ، ص 363 ؛ طبقات ابن سعد ، ق 2 ، ج 2 ، ص 100 .
( 4 ) . بنا به نقل استيعاب ، ج 2 ، ص 602 وى از علماى انصار بود و از رسول خدا حديثهاى فراوان فرا گرفته بود .
( 5 ) . سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 12 .