و كارپردازان امام صادق عليه السلام شمرده است « 1 » و در مدحش رواياتى نقل كرده است .
چنان كه كشى نيز در مدحش روايات چندى آورده است « 2 » ؛ ولى علامه و نجاشى وى را فاسد المذهب و الرواية دانستهاند و غير قابل اعتماد شمردهاند ؛ « 3 »
ابن غضائرى تصريح مىكند كه « متهافت مرتفع القول خطابىٌ ، وقد زيد عليه شيء كثير و حمل الغلاة فى حديثه حملًا عظيماً و لا يجوزان يكتب حديثه . . . » . « 4 »
علامه مجلسى در روايتهايى كه به خاطر وجود وى در سلسله روايت ، ضعيف شمرده شده است ، رأى مشهور را نمىپذيرد و با تعبير ضعيف على المشهور كه بيانگر عدم باور به قول مشهور است از كنار روايت مىگذرد .
5 . على ابن ابى حمزه بطائنى
ابوالحسن على بن ابى حمزه سالم البطائنى يكى از راهبران واقفيه است . در خلاصة الأقوال ، علّامه از قول على بن حسن بن فضال نقل مىكند كه وى بطائنى را دروغگو ، متهم و ملعون مىشمرد و راضى نبود احاديثى را كه از وى نقل كرده است ، ديگران به توسط وى از بطائنى نقل كنند . « 5 »
ابن غضائرى ضمن لعن وى ، او را پايه و ريشه واقفيان مىدانست و از وى به عنوان دشمنترين فرد نسبت به امام ، ياد مىكرد « 6 » . با اين حال ، مرحوم مجلسى بر پايه مبانى خاص خود ، وى را قابل اعتماد مىدانست و روايتهايى را كه به خاطر وجود وى در سند روايت ضعيف شمرده مىشوند ، بىاشكال مىدانست . شايد علت اين امر آن باشد كه از جمله راويان از وى حسن بن محبوب و عثمان بن عيسى است و عثمان پس از توبه از مذهب واقفيان ، بنابر نظرى از جمله كسانى است كه عبارت « اجتمعتالعصابة على تصحيح ما يصحّ عنهم » در شأن آنان به كار مىرود ؛ « 7 » چنان كه ابن محبوب نيز از همين گروه شمرده مىشود . « 8 »
هامش
( 1 ) . كتاب الغيبة ، ص 346 .
( 2 ) . رجال الكشى ، رقم 581 - 598 .
( 3 ) . خلاصة الاقوال ، ص 407 .
( 4 ) . تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 242 - 238 .
( 5 ) . خلاصة الاقوال ، ص 363 ، شمارهء 105 .
( 6 ) . همان .
( 7 ) . جامع الرواة محمدبن على اردبيلى ، انتشارات كتابخانه آيت الله الظمى مرعشى النجفى ، قم ، ج 1 ، ج 535 . .
( 8 ) . رجال كشى ، رقم 105 ، خلاصة الاقوال ، ص 97 .