تطبيق نتيجه راه با معيار وحى ، دچار اشتباه و خطا در آراى خود شدهاند .
دانستنى است كه تمام عبارات ايشان در شرح الكافى عيناً در بحارالأنوار و در پايان بخشى از روايات عقل و جهل آمده است . « 1 »
عقل از نگاه علّامه طباطبايى و نقد گفتار علّامه مجلسى
مىدانيم كه از جمله پژوهشهاى حديثى مرحوم علّامه طباطبايى ، گذشته از بحثهاى روايى ارزشمند ايشان در سرتاسر تفسير الميزان ، حاشيههايى است كه بر مجلدات بحارالأنوار زدهاند . البته اين حاشيهها با مخالفتهايى روبهرو شد و سرانجام در جلد هشتم متوقف ماند . از جمله حواشى علّامه طباطبايى ، دو حاشيهاى است كه ايشان در ذيل همين گفتار علّامه مجلسى آورده و ظاهراً عمده دليل شدت اعتراض بر ايشان و سرانجام توقف نگارش و چاپ حواشى ، همين دو حاشيه بوده است . « 2 »
علّامه طباطبايى اساس بحث علّامه مجلسى در تبيين معانى اصطلاحى عقل را ناصحيح مىداند و معتقد است طرح اين بحث از سوى ايشان به دو دليل بوده است :
1 . علّامه مجلسى به كسانى كه در معارف عقلى با عقل و برهان به كاوش مىپردازند بدگمان است .
2 . ايشان تمام روايات را در يك سطح دانسته و بر اساس همين نگاه ، به شرح و تفسير روايات پرداخته است ؛ درحالىكه در ميان روايات ، اخبار غرر و نابى است كه تنها براى صاحبان فهمهاى عالى و عقلهاى ناب قابل فهم است . سرّ اين امر نيز آن است كه پرسشگران ائمه عليهم السلام هماره در يك سطح نبودهاند . بخشى از گفتار ايشان چنين است :
فما كل سائل من الرواة فى سطح واحد من الفهم ، و ما كل حقيقه فى سطح واحد من الدقة و اللطافة ، و الكتاب والسنة مشحونان بان معارف الدين ذوات مراتب مختلفة ، و إن لكل مرتبة أهلًا و إن فى الغاء المراتب هلاك
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحارالأنوار ، ج 1 ، ص 100 .
( 2 ) . ر . ك : شناختنامهء علّامه مجلسى ، ج 1 ، ص 173 - 175 .