رسول اكرم صلى الله عليه و آله در كلام صدرالمتألهين ، در شرح همين روايت آمده است . وى مىگويد :
و من أمعن النظر فى هذا المقام وجد كل ماوصف به العقل الاول و حكى عنه كان من خواص روحه صلى الله عليه و آله فقوله : استنطقه اى جعله ذا نطق و كلام يليق بذلك المقام ، و قوله : ثم قال : له أقبل فأقبل ثم قال له : أدبر فأدبر ؛ هذا حال روحه صلى الله عليه و آله إذا قال له أقبل إلى الدنيا و أهبط إلى الارض رحمة للعالمين فأقبل . . . أدبر اى ارجع إلى ربك فادبر عن الدنيا و رجع إلى ربه ليلة المعراج ؛ « 1 »
هر كس در اين روايات در نگرد ، در مىيابد تمام توصيفهاى عقل اول از ويژگىهاى رسول اكرم صلى الله عليه و آله است ؛ زيرا جمله « استنطقه » ، يعنى او را داراى نطق و گفتار ساخت ، با به نطق درآوردن ايشان سازگار است و جمله « ثم قال له :
أقبل فأقبل ثم قال له : أدبر فادبر » ، تماماً بيانگر حالت روح پيامبر صلى الله عليه و آله است ؛ آن هنگام كه خداوند به ايشان خطاب كرد كه رو بهسوى دنيا آور و به زمين فرود آ تا رحمت براى جهانيان باشى و او چنين كرد . . . آنگاه به او خطاب كرد : پس آ ! يعنى بهسوى پروردگارت برگرد ، و او در شب معراج به دنيا پشت كرد و بهسوى پروردگارش بازگشت .
2 . عقل فعال و تطبيق آن بر پيامبر و اهل بيت عليهم السلام
از جمله روايات دشوار رواياتى است كه در آنها از تفويض امور هستى و احياناً تدبير آنها به ائمه عليهم السلام سخن به ميان آمده است . مهمترين اشكال تفويض ، ناسازگارى آن با توحيد ربوبى و نيز توحيد فاعلى است كه از آموزههاى مسلّم قرآن و روايات است . بر اين اساس ، مرحوم علّامه مجلسى مقصود از تفويض را اجراى اين كارها با دعا و استدعاى ائمه عليهم السلام دانسته و معتقد است ساير معانى مردود است . وى آنگاه به مسلك فلاسفه اشاره مىكند كه آنان با اعتقاد به عقل فعال به گونهاى خاص تفويض را حل كردهاند :
و من يسلك مسلك الحكماء و يمكنه تصحيح ذلك بانه لما كان العقل الفعال عندهم مدبّراً للكائنات و يحملونه مرتبطاً بنفس النبى و
هامش
( 1 ) . شرح اصول كافى ، ج 1 ، ص 217 - 218 .