اللَّه عزّ اسمه ، و يجتنب الورود فى الأبحاث العميقة العقلية إثباتاً و نفياً ؛ أما إثباتاً فلكونه مظنة الضلال ، و فيه تعرض للهلاك الدائم ، و أما نفياً فلما فيه من و بال القول به غير علم و الانتصار للدين بما لا يرضى به اللَّه سبحانه و الابتلا بالمناقضه فى النظر ؛ « 1 »
راه احتياط دينى براى كسى كه در مباحث عميق عقلى گام ننهاده آن است كه به ظاهر كتاب و ظواهر روايات مستفيض عمل كند و علم به حقايق آنها را به خداوند واگذارد و از اظهارنظر اثباتى يا سلبى در مباحث عميق عقلى اجتناب كند . اثباتاً از اين جهت كه احتمال غلتيدن در گمراهى و در معرض هلاكت ابدى قرار گرفتن وجود دارد ، و نفياً از اين جهت كه گناه اعتقاد بدون علم و دفاع از دين به گونهاى كه مورد رضايت خداوند سبحان نيست و مبتلا شدن به تناقض گويى در انديشه را در پى دارد .
ايشان معتقد است كه علّامه مجلسى در بسيارى از موارد دچار تناقض شده است .
نخستين مورد همين مسئله است :
و أول ذلك ما فى هذه المسألة فانه طعن فيها على الحكمأ فى قولهم بالمجردات ثم اثبت جميع خواص التجرد على انوار النبى و الائمه عليهم السلام و لم يتنبّه انه لو استحال وجود موجود مجرد غير اللَّه سبحانه لم يتغير حكم استحالته بتغيير اسمه ، و تسمية ما يسمونه عقلًا بالنور والطينة و نحوها ؛ « 2 »
نخستين شاهد مدعا همين مسئله است ، زيرا ايشان به فلاسفه به سبب اعتقاد به مجردات تاخته و آنگاه تمام ويژگىهاى تجرد را انوار پيامبر و ائمه : اثبات كرده است . وى توجه نكرده كه اگر وجود موجود مجردى غير از خداوند سبحان محال باشد ، ديگر با تغيير دادن نام آن مجرد [ كه پيامبر يا امام عليه السلام باشد ] و با نهادن نامِ نور و طينت يا اسامى ديگر بر آنچه فلاسفه عقل مىنامند ، حكم استحاله آن تغيير نمىكند .
جالب آنكه تطبيق روايت آفرينش عقل و استنطاق از آن و نيز تطبيق صفات عقل بر
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . همان .