تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
ضعف ، هنگام خواندن حديث ، بر قوم و اهل مذهبش عارض مىشود . امام عليه السلام به او اجازه داد كه اگر حديثْ بلند است ، اين گونه بخواند ، و آن اين كه بر آنان از آغاز آن ، چيزى بخواند ، يعنى سخنى مفيد و مستقل باشد ؛ و همچنين از وسط و پايان آن ، و اين در صورتى است كه يك حديث ، بر احكام و جمله‌هاى متعدد و گوناگون ، اشتمال داشته باشد . پس شبهه و اشكالى در درستى آن نيست . علّامه حلى رحمه الله نقل كرده كه اتّفاق و اجماع بر آن ، مانند سخن پيامبر صلى الله عليه و آله است كه فرمود : « هر كس از برادرش سختىاى از سختىهاى دنيا را بر طرف كند ، خداوند ، سختىهاى روز قيامت را از او بر طرف مىكند ، و هر كس كه نياز برادرش را برآورد ، خداوند ، نيازش را برمىآورد ؛ و هر كس گناه برادرش را بپوشاند ، خداوند ، در دنيا و آخرت ، گناه و عيب او را بپوشاند ؛ و خداوند تا هنگامى كه بنده ، برادرش را كمك مىكند ، او را كمك خواهد كرد » . اين ، حديثى است مشتمل بر چهار جمله كه هر يك از آنها به تنهايى شرايطى دارد كه ، بسنده كردن بر نقلش جايز است . كلامى مستقل است و آن را يك حديث شمرده ، و اين ، منافات ندارد كه همان ، بخشى از حديث ديگر باشد كه مشتمل بر آن و غير آن است . و اما دستور امام عليه السلام دربارهء خواندن حديثى از اوّل آن و حديثى از وسط آن و حديثى از آخر آن ، امرى استحسانى است ، نه حتمى . « 1 » آنچه را كه صدراى شيرازى در مورد احاديث معصومان عليهم السلام بيان داشته است ، مرحوم علّامه طباطبايى در اثر گران‌سنگ خود ، الميزان ، به شكلى ديگر دربارهء آيات نورانى قرآن نيز صادق دانسته و چنين فرموده است : بايد دانست كه اگر آن طور كه بايد و شايد ، اخبار ائمه اهل بيت عليهم السلام را در مورد عام و خاص ، و مطلق و مقيّد قرآن ، دقيقاً مورد مطالعه قرار دهيم ، به موارد بسيارى برخواهيم خورد كه از عام آن ، يك حكم استفاده مىشود ، و از همان عام به ضميمه مُخصّصش حكمى ديگر استفاده مىشود . مثلًا از عام آن در
هامش
( 1 ) . ترجمه شرح اصول كافى ، ج 2 ، ص 255 - 257 .